قاتلان شب گرد در کمین ماهی سفید
انزلی چی: این آقایان چراغ به دست بیشتر به قاتلان شب گردی می مانستند که در کمین نشسته اند و با بی قیدی و بی فکری کمر به نابودی نسل ماهی سفید یکی از مهم ترین ماهی های دریای شمال بسته اند، آن هم فقط و فقط به بهایی ناچیز!!!
به گزارش انزلی چی، گاهی آن چه که می بینیم حس عجیبی در ما بوجود می آورد که بطور دقیق نمی توان آن احساسات را تشریح یا نام گذاری کرد و فقط عنوان کردن آن چه دیده ایم، می تواند شنونده را همراه کرده تا خود درک نموده، پندار و تدبیر کند.
جمعه گذشته سیزدهم فروردین 1395 در ابتدای شب جهت اجرای رسم هر ساله سبزه و دریا، رهسپار موج شکن های جدید (غربی) بندر انزلی شدم، تاریک، سرد و خیس اما آرام و زیبا بود. پس از سپردن سبزه ها به دست امواج، شروع کردم به عکاسی از اطراف که نوری در پایین ترین بخش سنگهای سمت دریا توجهم را جلب کرد، این نور در حرکت به سمت زیرین جایی که من قرار داشتم مرتب به این سو و آن سو، خصوصا لابلای سنگها میچرخید. برایم عجیب بود اما توجهی نکردم و خواستم به حال خود باشد، سپس شروع به حرکت نمودم که ناگاه درخشش شش تا هفت نور چراغ دیگر توجه ام را به خود جلب کرد، نگران شدم که که شاید خدایی نکرده فردی از بالای سنگها به پایین سقوط کرده باشد و این افراد در حال جستجوی وی می باشند، جهت همراهی و کمک؛ چند سنگی از ارتفاع پایین رفتم که متوجه اصل ماجرا شدم و… ای دل غافل! آقایان محترم چراغ به سر، چنگک به دست، به دنبال ماهی سفید های نازنینی بودند که جهت تخم ریزی در لابلای سنگهای موج شکن به سمت ساحل های سنگی آمده اند، از این روزنه به آن روزنه می چرخیدند و با چنگک بصورت وحشیانه ضربه هایی شدید به هر جای ماهی باردار در حال تخم ریزی می زدند تا بطرز نا جوانمردانه ای شکارشان کنند.
در انجام این کار از شدیدترین ضربات و تیز ترین چنگکی که می شود پیدا کرد استفاده می کردند، طوری که ماهی نگون بخت راه فراری نداشته باشد!! من برای اولین بار در عمرم ناله ماهی را شنیدم و دلم به درد آمد، در آن لحظات دیگر سیزده بدر را فراموش کرده و در این فکر بودم که این افراد با چه شعور و فکری چنین کاری می کنند؟!! موجودات ولگردی که بهیچ عنوان نمی توان نام صیاد بر آنها نهاد زیرا همگی ما خوب می دانیم صیادان بندر انزلی قشری به واقع محترم، زحمت کش و دلسوخته ای هستند که نه تنها ماهی در حال تخم ریزی را هیچ گاه صید نمی کنند بلکه دوستش می دارند، چرا که آن تخم ها سرمایه و رزق و روزی آتیه قشر عظیمی از صیادان، ماهی فروشان و مشاغل مرتبط با آن می باشند.
این آقایان چراغ به دست بیشتر به قاتلان شب گردی می مانستند که در کمین نشسته اند و با بی قیدی و بی فکری کمر به نابودی نسل ماهی سفید یکی از مهم ترین ماهی های دریای شمال بسته اند، آن هم فقط و فقط به بهایی ناچیز!!!
از آن لحظات تاکنون مدام این سوالات به ذهنم خطور می کند که هنگام این به واقع جنایت محیط زیستی، نیروی حراست دریا کجاست؟!! آیا این کار چیزی جز صید بی رویه است؟! یا بعبارت بهتر نسل کشی و نابودی ماهی سفید!! آیا نباید در فصل تخم ریزی، مراقب مکان هایی که این ماهی نازنین، پناه میگیرد باشند؟!! پس آن همه پرسنل و پایگاه و تجهیزات در خدمت چه کسی و برای چیست؟!!
وجدا از آن، آیا ما نیز باید چشم در برابر این اقدام وحشیانه و غیر انسانی ببندیم؟!! که تا چند سال بعد نسل این ماهی هم همانند چند نوع ماهی دیگر منقرض شود و بخش عمده ای از سلامت، تجارت و اقتصاد این شهر هم با آن از بین برود؟!! آنگاه تنها افسوس بخوریم، آهی بکشیم و بگوییم: آخی… یادش بخیر… ماهی سفید…!!
گزارش از: کیوان یوسفی آب بخش