تلخترین گلهای انزلیچیها به عشق مهرداد آبای
انزلی چی: بندر انزلی آرام و قرار نداشت؛ در روزی که مهرداد اولادی در شهر نبود. هیچ خبری از اولادی نشد. تمام ورزشگاه تختی را گشتیم اما از مهرداد خبری نبود.
به گزارش انزلی چی، خبر ورزشی نوشت: به هتل سبلان رفتيم، نبود. از ساحل قو گذشتيم، باز نبود. از پل بندر انزلي رد شديم اما خبري از او نبود. دستههاي سياه مردمي را از دور ديديم كه سياه پوش بودند.
آنها سياهپوش پسري بودند كه انزليچي نبود اما به قول قديميها آن قدر در بندر انزلي زندگي كرده بود كه براي خودش يك پا انزليچي شده بود…
با ديدن اين صحنه بود كه از اعوجاج فكري خود دست برداشتيم. سياه پوشان در عزاي مهرداد اولادي بودند و عكسهاي بزرگ اولادي در همه جاي ورزشگاه نصب شده بود. بندر انزلي يكپارچه عزادار پسري بود كه قرار بود حالا حالاها براي ملوان بازي كند.
پژمان نوري و مازيار زارع را از دور ديديم. هنوز اشك در چشمانشان بود. آنها در اين چند روز براي مهرداد گريهها كردند. صداي هقهق گريه از رختكن ملوان بلند ميشد.
محمد احمدزاده را ديديم كه به محض ورود به زمين گريست. چشمانش قرمز شده بود و ميگفت حقش نبود، براي اين بچه خيلي زود بود…
مازيار زارع كه گل اول را زد را از راه دور ديديم كه چگونه با گريه و فرياد به سمت عكس اولادي ميدود.
و همه ملوانيها در اين لحظه دور مازيار حلقه زدند. عجب صحنه دراماتيكي بود؛ تلفيقي از خنده و گريه…
گويي مهرداد در ورزشگاه بود. گويي او يار دوازدهم تيمي بود كه برايش گلهاي زيادي زد. در همه روزهايي كه تيمهاي پايتخت، مهرداد اولادي را فراموش كرده بودند، ملوان همواره مرهم دردهاي اولادي بود. انزليچيها يك جور ديگر مهرداد را دوست داشتند.
انگار اولادي بچه ملوان بود؛ بچه انزلي و با آن اخلاق خوب و روابط عمومي بالا به همه نشان ميداد كه چقدر مردمي است اين پسر…
در بندر انزلي غوغايي برپا بود. سايپا ولكن ملوان نبود. هرچه ملوان ميزد آنها جبران ميكردند. عجب تيم دوندهاي دارد اين مجيد جلالي. چقدر خستگیناپذيرند اين سايپاييها…
خلاصه ملوان بايد به عشق مهرداد اولادي اين تيم را شكست ميداد. ملوان هيچ چارهاي نداشت. روح اولادي نظارهگر اين بازي بود. ديداري كه براي ملوان حكم مرگ و زندگي داشت. ملوان براي بقا در ليگ به اين برد نياز داشت.
رفتن مهرداد هم شوك عجيبي براي انزليچيها بود و هر گلي كه در اين بازي به ثمر ميرسيد صحنههايي دراماتيك در ورزشگاه خلق ميشد. اين برد شك نداريم به عشق مهرداد اولادي بود و انزليچيها هرگز اين پسر دوستداشتني را فراموش نميكنند.
عکس از: علی سمرقندی
