گزارش جلسه ویژه نقد و بررسی نمایشگاه عکس و کتاب «انزلی»
اختصاصی/ انزلی چی: جلسه ویژه نقد و بررسی نمایشگاه عکس و کتاب «انزلی» اثر «مهدی وثوق نیا» در بندر انزلی برگزار شد.
آن چه که از این پس در این جا به طور پی در پی منتشر می شود متن گفت و گوهای صورت گرفته در جلسه ویژه نقد و بررسی نمایشگاه عکس و کتاب «انزلی» اثر «مهدی وثوق نیا» است که در روزهای پایانی سال نود و سه با حضور جمعی از هنرمندان و اهالی رسانه و فرهنگ بندر انزلی با همکاری انجمن سینمای جوانان این شهرستان برگزار گردید. لازم به توضیح است «انزلی چی» با هدف فراهم نمودن امکان گفت و گو و نقد منصفانه در فضایی عقلایی و به دور از احساسات، با کمی تاخیر مبادرت به نشر مباحث انجام گرفته در جلسه می نماید. قابل به ذکر است با توجه به دعوت از طیف وسیعی از صاحبان نظر با آرای متفاوت، و عدم حضور برخی از مدعوین، به اطلاع می رساند همچنان امکان ارائه آرا و نظرات این عزیزان و هم صاحبان و خالقین اثر در مورد مباحث طرح شده، به صورت مکتوب، از همین رسانه فراهم خواهد بود.
در این جا بخش اول مشروح مباحث مطرح شده در این جلسه از پیش روی شما می گذرد:
فرهاد عمیدی: کار هنری یک پیش زمینه اجتماعی دارد که خودش را متعهد به توضیحات پیرامون یک کار هنری می بیند، در واقع توضیح می دهد. آن چه که به عنوان نشست منظر شهری و نقد کتاب عکس انزلی آقای وثوق نیا اتفاق افتاد، جدای از مشخصات فنی خودش، حاوی یک سری مباحثی شد که از گوشه های اجتماعی و منظر شهری سر درآورد. منظر شهری مسبوق به یک پیشینه تاریخی بوده و هست و از حوزه های مختلفی می تواند مطرح شود. آن چه که ما در حوزه های کار آقای وثوق نیا دیدیم، مبحث هایی را بر می انگیخت که این بحث ها بیشتر زمینه تاریخی را می توانست بی اعتبار بکند. یعنی یک سری عناصری وارد این حوزه شدند که این عناصر فاقد هویت اجتماعی و فاقد مشخصاتی که اصالت این بخش را نشان بدهد بودند. من در این بخش به این سخنان بسنده می کنم، در بحث تکنیکی و زیبایی شناسی عکاسی صحبتی ندارم، بحث من در زاویه جامعه شناسی است.
امین حق ره: به نظر من از صفر تا صد می شود به این کار نگاه کرد، حتما هم نگاه ما احساسی نیست، چون که کار هنری است و اثر هنری را باید جدای از مسایل احساسی دید وگرنه تبدیل به قضاوتی می شود که قضاوت عقلانی نیست. تایید یا تکذیب ما براساس اسناد یا فکت هایی است که داریم، من خودم سعی می کنم با این رویکرد وارد قضیه بشوم. در سه سطح می شود به این مجموعه نشست، نمایشگاه عکس و کتابی که منتشر شده نگاه کرد. یک بخش، بخش سازمان دهی و برنامه ریزی و اجرای این پروژه است. بخش دیگر، کتابی است که درآمده و بخش دیگر مجموعه عکس هایی است که مهدی وثوق نیا جمع کرده. این سه بخش در واقع سه مبحث متفاوت هستند. متاسفانه یا خوشبختانه به خاطر این که در این پرونده خاص درهم تنیده شد، یعنی عوامل اجرایی اش خیلی با هم مچ بودند و هماهنگ این کار را کردند، یک رابطه مشهودی بین اجرا و برگزاری این سه سطح می بینید. یک بخش هایی به نظرم به پروژه آسیب زده است، یک بخش هایی هم شاید به قضیه کمک کرده. اما در این زمان کوتاه در مورد اجرایش صحبت می کنم و در بخش بعدی اگر وقت شود در مورد کتاب صحبت خواهم کرد. پیش از اجرا، سازمان دهی و برنامه ریزی این پروژه مطلبی را نوشتم، دو عزیزی که در این پروژه هستند، از رفقای عزیز من هستند و سال ها با هم کار کرده ایم. این که پروژه به اسم رونمایی برای انزلی می توانست به گونه دیگری رخ دهد. چون ما داریم نقد می کنیم، در نقد ایده آل ها را در نظر می گیریم، خوب نیست که رونمایی در جای دیگری اجرا شده باشد و نقدها نیز صورت پذیرفته باشد، بعد در شهری که خاستگاه پروژه است رونمایی شود که در واقع نام آن نمایش است. از سوی دیگر می شد مقداری منظم تر و با برنامه ریزی عکس ها را در یک نمایشگاه در معرض دید گذاشت. در اصل آن چه که اتفاق افتاد نشستی بود برای نمایشگاه عکسی که وجود نداشت. مردم انزلی عکس ها را ندیدند. مخاطبانی را دعوت کرده بودیم که کارها را ندیده بودند. این یک نقطه ضعف اگر نباشد یک نقطه قوت بر این مجموعه کار نیست که مردم کاری را نقد بکنند که آن را ندیده اند! اگر تنها کتاب اقناع کننده بود، دیگر به نمایشگاه عکس نیازی نبود و تنها کتابش چاپ می شد. می شد با برنامه ریزی بهتر و هزینه کردن، کار بهتری را ارئه داد. من در همین جا به صحبت های خود پایان می دهم و اگر وقت شد در مورد خود کتاب صحبت می کنم.
سینا نوری: من وارد بحث های اجرایی و اتفاقاتی که افتاد و آقای حق ره به آن اشاره کرد، نمی شوم. بحث اصلی من به خود کتاب است و این که خود آقای وثوق نیا در صحبت هایشان ژانری از عکاسی را معرفی کردند که در مورد مناظر شهری بود و چهل و پنج دقیقه نیز در مورد آن صحبت کردند. پس مجموعه عکسی که ایشان کار کردند، مستند بود، یعنی کار دیگری نبود و مسلما از روی اسمش که انزلی گذاشته اند این یک مجموعه عکس مستند از انزلی بود. ایشان همچنین یک سری افرادی را که در ژانر منظر شهری در دنیا برند هستند را معرفی کردند که از شهرهای معروف دنیا، مثل نیویورک و پاریس و شهرهای مختلف عکاسی کرده بودند. من در ذهنم این سوال بوجود آمد که شاید خیلی از آدم های کره زمین، به شهری مثل نیویورک نرفته باشند ولی راجع به آن خیلی شنیده اند. من خودم نرفته ام ولی می دانم که نیویورک یک شهر خیلی مدرن و زیبا است با توجه به تصاویر و عکس هایی که از آن وجود دارد. خیلی از افراد دوست دارند که در این شهر زندگی کنند یا آن را از نزدیک ببینند. حالا یک عکاس می رود نیویورک و از خرابی ها و مشکلاتی که هست که مسلما هم هست، عکاسی می کند و یک مجموعه ای درست می کند که من آن را می بینم. آن جا متوجه می شوم که نیویورک در کنار تمام مدرنیت و زیبایی ها، یک سری مشکلات هم دارد که من دارم می بینم، ولیکن شاید در خود ایران خیلی از مردم، شهری مثل انزلی را ندیده باشند و فقط راجع به آن شنیده باشند که شهری به نام انزلی وجود دارد. وقتی چنین کاری می خواهد انجام بشود، به نظر من اگر ما فقط از این دید که بیاییم مثلا خرابی های یک شهر را نشان بدهیم و در نهایت بخواهیم به این نتیجه برسیم که انزلی شهری است که رو به ویرانی است که در آن جلسه هم خیلی در موردش صحبت شد، بله، برای من انزلی چی که واقعیت ها را می دانم، زیبایی های این شهر را دیده ام، نازیبایی های این شهر را هم دیدم قابل درک است ولی برای کسی که این شهر را ندیده، مسلما اگر بیاید چنین مجموعه مستندی را ببیند، به نظر من نتیجه می گیرد که انزلی یک شهر جنگ زده است یا شهری است که داعش به آن حمله کرده! من معتقدم که اگر قرار بود یک سری مجموعه عکس مستند در ژانر منظر شهری، معرفی شود باید زیبایی ها در کنار نازیبایی ها قرار می گرفت تا بیننده بتواند یک نتیجه گیری کند و یک مساله دیگر هم که هست این است که خرابی های یک شهر، مقصر اصلی اش خود آدم ها هستند و این که ما آدم ها را از خود عکس ها حذف بکنیم، درست نیست.
حسین آلادینی: در مورد تکنیک عکاسی هیچ اطلاعی ندارم، فقط به عنوان یک بیننده تصاویر نگاه می کنم. علاقه مند به تاریخ هستم. تاریخ بخشی از روایت اجتماعی هست که باید درست دیده بشود. همین تاریخ امروز ما در آینده باید درست دیده بشود. یک بحث تشکیل جلسه آن روز در سالن ارشاد بود، دیگری بحث مقدمه کتاب است که دستاویزی شد برای تقویت سیاه نمایی شهر در عکس ها و مطالب بعدی خود عکس ها است و بحث آخر در مورد اسمی است که روی این کتاب گذاشته شده. اسم این کتاب می توانست باشد نوشهر، می توانست باشد شهسوار و بیننده ای که شهسوار و نوشهر و انزلی را ندیده باشد هیچ تفاوتی بین این ها حس نمی کند. سیاه نمایی موجود در عکس ها، شامل چه کسانی است؟ بخشی از صحبت این دوست مان (سینا نوری) را قبول دارم که ما مقصریم در کثیفی ها و زباله های شهر و این رفتار با محیط زیست. ولی واقعیت این است که اکثر موارد موجود در شهر و این جا دیده نشده و همه دارند آن را در درجه اول می بینند، مقصرش مردم نیستند، مردمی که در این عکس ها حضور دارند، کنار گذاشته شده اند. مقصر مدیران شهری هستند. اگر تو دچار خودسانسوری شدی و نمی توانی این ها را بگذاری، حداقل گناهش را گردن مردم ننداز. بیشتر عکس های گرفته شده از قلم گوده یک، قلم گوده دو و جزیره طالقانی است. بخش هایی که در اثر بالا آمدن سطح آب دریا رها شده اند. شما که آن زمان این جا بودید بهتر می دانید که به اهالی این مناطق در کلویر زمین دادند و آنها این مناطق را رها کردند. یا عکس روی جلدش، چیز خاصی نیست، این پارکینگ قایق موتوری است و از قدیم بوده، بالا محل اقامت صیادان و پایین، قایق موتوریشان را پارک می کردند، بخاطر این که در اثر بارش ها، این قایق ها صدمه نخورند. آن چه که در این کتاب به تصویر کشیده شد، انزلی نیست. اگر می خواستی انزلی داغان شده را نشان بدهی، می توانستی چیزهای دیگر را نشان بدهی. چرا این عکس ها؟! یعنی اگر یک نفری که بقول این دوست مان انزلی را ندیده باشد، چه برداشتی می تواند از این عکس ها بکند؟! واقعا انزلی این است و به چه هدفی؟ کار باید هدف مند باشد، با چه هدفی این عکس گرفته شده؟ که چه چیزی را نشان بدهد؟ فقط صرفا می خواهی در جشنواره ها شرکت کنی؟ این کتاب می خواهد در جهان مطرح بشود؟! چرا آخر انزلی؟! حداقل بنویس انزلی از نگاه من. اشکالی ندارد، من می توانم بنویسم نیویورک از نگاه من.
آرمین ابراهیمی: من با این نظر موافقم که اگر بخواهیم از منظر شهری به عکس ها نگاه کنیم، همیشه یک جور سلیقه شخصی بر آن کارها حاکم می شود. ولی از طرف دیگر با آن مباحث در مورد نیویورک هم موافقم. فکر می کنم که اگر ما الان نیویورک را می شناسیم بواسطه فیلم هایی است که دیده ایم که می تواند در ژانر سینمای مستقل، بدنه و جریان اصلی باشد. ما عکس های مختلفی را هم دیده ایم که همه این ها در کنار هم قرار می گیرد و باعث می شود وقتی که در مورد بروکلین صحبت می کنیم، بدانیم که در مورد چه چیزی صحبت می کنیم. ممکن است جزییاتش را نشناسیم اما بافت ساختمان ها و ساختار خیابان ها را می توانیم حدس بزنیم. فکر می کنم باب جالبی که این عکس ها باز کردند، یکی اش این است که چقدر حمایت شده برای گرفتن عکس از این شهر یا هر شهری، ما الان داریم در مورد انزلی صحبت می کنیم. الان عکاسانی که اینجا هستند و از درون به درون نگاه می کنند، چقدر امکانش را دارند که آثارشان را چاپ کنند یا آثارشان را نمایش بدهند؟ الان خیلی از عکاسان را می شناسم که از این شهر عکس می گیرند، خوب و بد ولی جایی برای ارائه عکس هایشان ندارند. نه می توانند نمایشگاه بگذارند و نه می توانند این عکس ها را چاپ کنند. سعی کردیم یک سری مطالب در این زمینه از بچه های انزلی بگیریم و در مطبوعات چاپ کنیم، ولی باز نوشتار در این حوزه کافی نیست. باید فرصتی می بود تا عکاسان فعال، عکس هایشان را منتشر کنند و بعد این عکس ها هم باشند. من فعلا در مورد کیفیت عکس ها صحبت نمی کنم که به نظرم آن هم جای نقد دارد. امید دارم بنابر اتفاقاتی که افتاد، فرصت برای عکاسان انزلی چی هم پیش بیاید که بتوانند نسخه های خودشان را ارائه بدهند. آن ها بگویند که این تصاویر سیاه و سفید هست، اما این تصاویر رنگی هم هست، این بازار انزلی است، این خیابان هایش است، این مردمش هستند که دارند خرید می کنند. مثل همه مردم دنیا، وسایل به روز دارند. این طور نیست که یک شهر حاشیه ای باشد، خیلی همه چیز درب و داغان و هیچ کس در خیابان ها نباشد. این یک مبحث است و می توان به مسوولین پیشنهاد داد که از عکاسان بندرانزلی حمایت کنند تا عکس هایشان را منتشر کنند. یا خیلی ها هستند که دارند فیلم می سازند. یک راهی باشد که این بچه ها بیایند فیلم هایشان را انتشار بدهند. بحث دوم در مورد خود عکس ها است، عکس ها را که دیدم و نقدها را خواندم به نظر رسید که عکس ها به لحاظ کیفی، تناسب لازم را با مساله شهر شناسی ندارند، یعنی عکس ها قرار است هنری باشند ولی موضوع قرار است شهرشناسی باشد، اگر بدین گونه باشد، جنبه مستند کتاب از بین می رود. کتاب تبدیل می شود به یک کتاب هنری از یک سری عکس هنری که اگر بدین گونه نگاه کنیم، می شود ارزش عکس ها را زیر سوال برد، چون خیلی از عکس ها فاقد المان های زیبایی شناسی هستند و عکس های ساده ای هستند و همه ما که دستی در عکاسی داریم، می توانیم بگیریم. اگر قرار است عکس ها از لحاظ شهرشناسی مورد مطالعه قرار بگیرند، هیچ چیزی از شهر به ما نمی دهند.
مانی گل نازی: بدترین اتفاقی که برای این کتاب افتاد، مشاوره اشتباه بود. شاید اگر مشاورهای بهتری داشت، آنها می توانستند خط مسیر مهدی وثوق نیا را عوض کنند. دوستان من که برای اولین بار فهمیدند من انزلی چی هستم، فکر می کردند که ما در خانه مرغ و خروس داریم. بعد که انزلی آمدند، الان سالی دو سه بار انزلی می آیند. هیچ کدام هم دوست ندارند برگردند، می گویند دوست داریم بمانیم. بستگی به آن چیزی دارد که تو معرفی می کنی، همه ما می دانیم که انزلی هزاران ایراد دارد، از هزاران ایرادش هم عکس گرفتیم، دیدیم عکس ها را ولی هیچ لزومی ندارد آن را به این شکل نمایش دهیم. می دانید مثل چه می ماند؟ مثل اینکه شما اختلافات خانوادگی را که یک موضوع داخلی است بخواهید به همه نشان بدهید. شاید هیچ لزومی نداشته باشد که یک بیگانه بخواهد آن ها را بداند. انزلی شهری توریستی و شهری بندری است. یکی از دوستانم که با من به نمایشگاه (عکس های وثوق نیا از انزلی) آمده بود می گفت شبیه آن چیزی نبود که تو همیشه تعریف می کردی، فکر نمی کردم این قدر داغان باشد این شهر. ادامه دارد…





