ملوان و تضاد های پیش رو …
در این مقاله قصد داریم تا با نگاهی اجمالی به گذشته مسیر تاریک و مبهم پیش رو را ترسیم کنیم .
پیش از اینکه فصل دوازدهم لیگ برتر فوتبال ایران به اتمام برسد عده ای از هواداران دلسوز ملوان مشکلات اصلی در عدم نتیجه گیری را کادر فنی می دانستند و همچنان بر این موضوع پافشاری می کنند که ملوان باید از سیکل اشتباهی که طی می کند خارج شود و با ورود مربیان با دانش ایرانی یا خارجی بتواند از این شرایط خارج شود.
مدیرعامل باشگاه نیز به صورت گذرا به این نکته اشاره کرده است که دایره محدود مربیان ملوان سبب شده که عده ای فکر کنند که این باشگاه ملک شخصی آنها بوده و همواره باید سمتی در باشگاه داشته باشند.
عده دیگری از هواداران نیز معتقدند که در نتایج بدست آمده در نیم فصل دوم همه ارکان باشگاه سهیم بوده و نمی توان همه اشتباهات را متوجه سرمربی و کادر فنی تیم نمود.
در این بین نام هایی همچون : مجید جلالی ، منصور ابراهیم زاده ، حسین فرکی ، محمد مایلی کهن برای نشستن بر روی نیمکت این تیم خاص مطرح شد که به عقیده گروه اول هواداران هر کدام از این افراد به تنهایی می توانند ملوان را متحول کنند و ما را به هدف اصلی خود که همان رسیدن به آسیا می باشد برسانند.
اما این ادعا تا چه حد به واقعیت نزدیک است ؟
با برسی اجمالی عملکرد مربیانی چون حسین فرکی و منصور ابراهیم زاده به این نتیجه خواهیم رسید که این افراد همواره در تیمهایی مربی گری کرده اند که باشگاه های مربوطه تحت هیچ شرایطی مشکل مالی نداشته و همواره مورد حمایت مسئولین کشور قرار گرفته اند.
به طور مثال می توان به منصور ابراهیم زاده اشاره نمود که با حمایت های بی دریغ کارخانه ذوب آهن در دو فصل اول حتی توانست فینالیست آسیا شود اما درست یکسال پس از آن و درست زمانی که مسئولان کارخانه ذوب آهن اعلام نمودند که در فصل جدید توان خرید بازیکنان جدیدی را ندارند و تعدادی از بازیکنان نیز به همین دلیل تیم مربوطه را ترک کردند ، منصور ابراهیم زاده نیز راهی تهران شد تا با نفت تهران تجربه جدیدی از نوع ذوب آهن بدست آورد و تا حدودی هم موفق بود.
فرکی نیز به همین شکل ، او در دو فصل پیاپی سرمربی نفت تهران بود و پس از آن نیز به فولاد یکی از پیشرفته ترین باشگاه های فوتبال ایران رفت و توانست با این تیم سهمیه آسیا کسب کند.
دو گزینه بعدی یعنی مجید جلالی و محمد مایلی کهن نیز در چند سال اخیر با توجه به انتخاب هایی که داشته اند عملکرد چندان مناسبی از خود به جای نگذاشته اند. با نگاه اجمالی به حضور محمد مایلی کهن در سایپا و گهر درود و همچنین مجید جلالی در فولاد خوزستان به این نتیجه خواهیم رسید که این دو عزیز عملکرد چندان درخشانی از خود به جای نگذاشته اند .
حال نگاهی گذرا خواهیم داشت به مربیان بومی شهر انزلی که همواره با شدید ترین مشکلات مالی دست و پنجه نرم کرده و به جرات می توان گفت پس از ورود بی حساب و کتاب پول به فوتبال بیشترین عذاب و نگرانی ها نصیب این عزیزان شده است .
به سالهای دور نخواهیم رفت و تنها عملکرد فرهاد پورغلامی و محمد احمدزاده را در طی چند سال اخیر مورد ارزیابی قرار خواهیم داد :
فرهاد پورغلامی : او ملوان بحران زده و غرق در حاشیه را تحویل گرفت و با نگاهی جدید فوتبال جدیدی در ملوان پی ریزی نمود که همگان را به تحسین واداشت. عملکرد ملوان در دو فصل اول حضور فرهاد پورغلامی خیره کننده بود و شاید کمتر کسی فکر می کرد که او بتواند در لیگ برتر مقام هشتمی و در جام حذفی با ملوان در فینال مسابقات حضور پیدا کند و بتواند با شایستگی یک قهرمان مقام نایب قهرمانی را بدست آورد.
اما چرا تیم نایب قهرمان جام حذفی و تیمی که در لیگ برتر مقام هشتم را بدست آورده بود درست یک فصل بعد به روزی دچار می شود که با مشقات زیاد در لیگ برتر حفظ می شود ؟ جواب این سوال خیلی ساده است :
وقتی ملوان مورد حمایت منطقه آزاد انزلی قرار گرفت روزهای خوبی سپری کرد و مربی بومی ملوان توانست یکبار دیگر ملوان را به روزهای اوج خود بازگرداند اما درست وقتی که حاشیه ها وارد تیم شد و مشکلات مالی دوباره به سراغ ملوان آمد حتی از دست فرهاد پورغلامی نیز کاری بر نمی آمد اما او مردانه جنگید تا سهمیه لیگ برتری انزلی از بین نرود.
محمد احمدزاده نیز همواره در اوج بحران به ملوان بازگشت و کارنامه نسبتا قابل قبولی از خود به جای گذاشت ، او ملوان بی پول را وارد مسابقاتی میکرد که در آن تیمهای معمولی6 الی 7 برابر ملوان هزینه کرده بودند . اما در این فصل و پس از کنار گذاشته شدن فرهاد پورغلامی همه انتظار داشتن با وجود اسپانسر خوب احمدزاده بتواند شایستگی های خود را به اثبات برساند ، و این اتفاق افتاد ، با ورود احمدزاده به شکلی کاملا محسوس نوع فوتبال ملوان تغییر کرد و ملوان در نیم فصل اول نتایج خیره کننده ای کسب نمود. اما در نیم فصل دوم ورق برگشت و نتایج کاملا مایوس کننده بود. اینکه چرا در نیم فصل دوم احمدزاده با ملوان به این نتایج دست یافت نیز جواب کاملا ساده ای دارد :
او نیز تا وقتی مورد حمایت مسئولان باشگاه بود و مسئولان نیز به تیم خوب رسیدگی نمودند توانست نتایج درخشانی کسب کند اما درست از زمانی که حواشی و باز هم داستان تکراری مشکلات مالی به سراغ ملوان آمد به حاشیه رفت تا جایی که نتایج بسیار تاسف باری در لیگ دوازدهم بدست آورد.
حال سوالاتی اینجا مطرح می شود که مسئولان تیم باید به آنها پاسخ دهند :
1- آیا با شرایط و مشکلاتی که ملوان در طی سالهای اخیر با آن دست و پنجه نرم می کند مربی داخلی و یا خارجی مناسبی می تواند بر روی نیمکت این تیم بنشیند ؟
2- آیا مربی با کلاس داخلی و یا خارجی بدون وجود پول به ملوان خواهد آمد و در صورتی که این سمت را بپذیرد موفق خواهد بود ؟
3- آیا پس از ورود سرمربی خارجی مشکلات مالی ملوان نیز به صورت خودجوش حل خواهد شد ؟
4- آیا سرمربی خارجی در این مدت زمان کم می تواند خود را با شرایط این تیم کاملا خاص وقف دهد ؟
5- آیا مربی داخلی با دانش !!! می تواند با شرایط موجود در باشگاه نتایج خوبی کسب کند ؟
6- آیا صرفا ورود یک مربی خارجی و یا داخلی به مجموعه ملوان می تواند سبب شود که مدیرعامل و مالک باشگاه به تعهداد خود در زمان مناسب عمل کرده و با وعده های غیر منطقی تیم را به حاشیه نبرند ؟
7- و ده ها سوال دیگر …
آنچیزی که در فصل دوازدهم برای اکثر هواداران ملوان روشن شد این موضوع است که ملوان هر زمان مورد حمایت قرار گرفت و وارد حاشیه نشد توانست نتایج خوبی کسب کند اما زمانی که حاشیه ها به تیم ورود پیدا کرد از هدفش دور شد و نتوانست به جایگاه واقعی خود در لیگ دست یابد.
هم فرهاد پورغلامی و هم محمد احمدزاده این موضوع را به اثبات رساندند که مربیان بومی در صورت حمایت شدن و نداشتن دغدغه مالی و معطوف کردن توجه خود به مستطیل سبز می توانند نتایج درخشانی کسب کنند و این شهر آنقدر غنی است که نیازی به حضور مربی خارجی و یا داخلی نداشته و نخواهد داشت.
یک نکته بسیار مهم دیگر که کمتر هواداران به آن توجه دارند این موضوع است که تیم های ریشه دار دیگری چون شاهین بوشهر و نفت آبادان نیز هر گاه اصالت خود را برای پیشرفت و کسب افتخار کنار گذاشتند علاوه بر اینکه پیشرفت نکردند دیگر نامی هم از این تیمها در سطح اول فوتبال ایران دیده نمی شود .
متاسفانه مقایسه تیمی چون ملوان با تیمهایی چون سپاهان و تراکتورسازی که حمایت مسئولین یک استان و حتی کشور پشت آنها وجود دارد کاملا اشتباه است ، ملوان با توجه به شرایط خاص جغرافیایی خود برای پیشرفت نیاز به بومی گرایی دارد و این موضوع چند دلیل عمده دار :
1- نبود حمایت قاطع مسئولان استانی از این تیم ریشه دار
2- عدم وجود ثبات در مسائل مالی و نداشتن بودجه سالانه
3- موقعیت جغرافیایی و کوچک بودن وسعت شهر و جمعیت شهر انزلی
4- عدم وجود یک پشتیبان و حامی قدرتمند که در گلوگاه های حساس قاطعانه از تیم حمایت کند
ورود و خروج هدایتی از انزلی درسهایی داشت که باید برای همه هواداران بازگو شود و آن این موضع است که :
ملوان برای بقاء و پیشرفت نیازمند یک حامی و اسپانسر بومی و دلسوز است نه شخص یا افرادی که ملاک تیمداری شان دلگرم شدن و دلسرد شدن از حرفها و شایعات موجود در اطراف خود باشد.
ملوان نیازمند یک حامی مقتدر و دلسوز می باشد که با برنامه ای چند ساله ورود پیدا کند و به جای شعارهای جذاب و بدون پشتوانه گره ای از ده ها مشکل این تیم باز کند.
به نظر می رسد با شرایط موجود تنها راه عبور از شرایط فعلی دید و نگاه واقع گرایانه به مسائل و رخدادهای حاشیه ای تیم می باشد که قطعا اگر مدیران باشگاه به این نکته توجه نداشته باشند فصل بسیار سخت و طوفانی در انتظار قوهای سپید ، محبوب و دوست داشتنی انزلی خواهد بود.
ملوانی.نت
