قدر آیینه بدانیم چو هست…

انزلی چی: کاش مسوولان ما دریابند که هنرمند بعد از ترک صحنه نیز هنرمند است و لطافت طبع او بیشتر.  کاش…  قدر آیینه بدانیم چو هست…

002

 به گزارش انزلی چی، صدای آشنای بندر، محمد حسین سلطانی آزاد خواننده موسیقی فولکلور و پاپ، سیزدهم آبان‌ماه 1329 هجری شمسی در خیابان سی‌متری بندر انزلی دیده به جهان گشود. از کودکی الفتی با هنر داشت و در جوانی فعالیت‌های هنری خود را آغاز کرد. اولین اجرای او با نمایش نامه «اعظم» به نویسندگی و کارگردانی اصغر کهن‌قنبریان در سال 1351 به روی صحنه رفت که با استقبال چشم گیر مردمی مواجه شد. حضور در نمایش نامه «نترس زندگی…» نوشته‌ حسین جعفری و کارگردانی علی رضا عیسی‌پور در جشنواره‌ تئاتر منطقه‌ای کرمان (16 تا 22 بهمن1367) و نمایش مالا به کارگردانی اصغر کهن‌قنبریان از دیگر تجربیات نمایشی او به شمار می‌رود. بعد از پیروزی انقلاب در جشنواره‌های هنری مختلف به ویژه برنامه‌های فرهنگی برگزار شده توسط منطقه چهارم نیروی دریایی حضور چشم گیری داشت و پس از آن با جمعی از هنرمندان بندر انزلی گروه موسیقی سنتی «بهار» را تاسیس نمودند.

از اجراهای برجسته وی می‌توان به اجرای سرود «ای ایران» در جریان استقبال از ریاست جمهوری وقت در سال 1382 در محل استادیوم تختی بندر انزلی اشاره کرد و همچنین اجرا در مراسم یادبود بزرگان و هنرمندانی چون زنده یادان قایقران، ملت‌پرست، شوریده، سروری، رمضانی و … نیز در کارنامه هنری او به چشم می‌خورد.

در روزگاری که شاید به شکل امروزی هنر موسیقی در بطن مراسم شهری پر‌رنگ نبود، حسین سلطانی به همراه جمع کثیری از هنرمندان، از تلاش گران برگزاری جشن‌های تابستانه (با حمایت و همراهی نهادهای مختلف شهری) در محوطه شهرداری بندر انزلی (جنب محل موزیک جیگا) بود و بیش از پنجاه شب اجرای زنده نفس‌گیر و متوالی موسیقی فولکلور و در کنار آن موسیقی پاپ، شب‌های به یاد‌ماندنی برای تابستان‌های شهر باران و گردش گران بی‌شمار آن رقم زد. شب‌هایی که چند سالی است جایشان خالی است.

و چند سالی است صدای آشنای بندر انزلی به دلیل سکونت محمد حسین سلطانی در پایتخت، به گوش انزلی‌چی‌ها نمی‌رسد. هنرمندی که سالیان متمادی خانه پدریش پاتوق هنرمندان مطرح بندر انزلی بود، او که امروز کمی کسالت دارد و دعای خیر مردمان دیار دریادلان بهترین هدیه برای پاس داشت سال‌ها هنر او است.

کاش مسوولان ما دریابند که هنرمند بعد از ترک صحنه نیز هنرمند است و لطافت طبع او بیشتر.

کاش…

قدر آیینه بدانیم چو هست…

2 دیدگاه

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *