دنیامالی: مهلت محجوب تمام شده است/ در مورد محجوب هشدار داده بودم
انزلی چی: رییس سابق هیات مدیره و عضو مجمع ملوان گفت: ما واقعا اعتقاد داریم که باید ورود کنیم و اگر ورود نکنیم ملوان اوضاعش پیچیده تر خواهد شد.
احمد دنیامالی درباره مسایل جاری تیم فوتبال ملوان به پرسش های خبرنگار کاپ پاسخ داد:
خیلی ها اعتقاد دارند شما پدرخوانده باشگاه ملوان هستید، این را قبول دارید؟
نه، اصلا چنین چیزی نیست. آن قدر ملوان پیشکسوت و بزرگ دارد که ما کوچکترین شان هم نمیشویم. نمیتوانم بگویم دخالت ندارم و در فرآیندش نقش ندارم. در جریان آقای هدایتی می پذیرم که با مشورت با من باشگاه به او واگذار شد، این درست است. چون آن زمان خودم رییس هیاتمدیره ملوان بودم به طور طبیعی از آن جا که میخواستم خصوصیسازی کنیم درگیر مسایلش هم بودم، اما در مورد آقای محجوب من تصمیم گیرنده نبودم.
با شما مشورت کردند؟
در مورد ایشان جسته و گریخته من نگرانیهایی داشتم که احساس کردم نباید این اتفاق بیفتد و اکنون نیز اعتقاد دارم که نگرانیهایم بیمورد نبوده است.
از اوضاع تیم ناراضی هستید؟
حتما ناراضی هستم. از زمانی که بچه و نوجوان بودم، ملوان هیچوقت چنین وضعی نداشت. زمانی که ورزشگاه انزلی سیمخاردار داشت و هنوز ملوان تشکیل نشده بود، بهمن صالحنیا با یک سری فوتبالیستهای آن زمان تیمی به نام پرستو داشتند که در انزلی اول بود. اصلا پایه ملوان با پرستو و البته پریسا بود. بچههای پریسا کمی جوانتر بودند. صالحنیا و ناوران در پرستو بودند و بچههای پریسا جوانتر بودند.
باشگاه فوتبال پریسا؟
بله تیمی داشتیم به نام پریسا.
اسمش دخترانه نیست؟
نه، تیم فوتبال پریسا بود! ما هم طرفدار پرستو بودیم.
جای شکرش باقی است که طرفدار پریسا نبودید!
پرستو هم اسم دخترانه است، ولی گذشته از شوخی شالوده اصلی ملوان آن زمان گذاشته شد و آن زمان ملوان اولیه شکل گرفت.
شما در حالی به اوضاع کنونی ملوان اعتراض دارید که بجز مواقعی کوتاه، هیچ وقت اوضاع ملوان بهتر از امروزش نبوده است…
نه، هیچ وقت اوضاع ملوان این گونه نبود که انتهای جدول باشد. همیشه بحث مان در زمان قبل از انقلاب در جام تختجمشید این بود که رنکینگ ملوان در ردههای پنجم و ششم بالا و پایین میشد. بعد از انقلاب هم تقریبا ملوان همیشه این گونه بود همیشه ملوان تیم مولدی بود و الان هم اعتقاد دارم اگر کمی مدیرانی که در ملوان زحمت میکشند به تیمهای پایه توجه کنند، اوضاع بهتر میشود. با یک حساب سرانگشتی کادر تیمهای پایه با توجه به تعداد تیمهایی که دارند و ردههای مختلف است فکر میکنم کمتر از 30، 40 نفر کادر فنی نباشد. عموما همه آنها از بچههای قدیمی ملوان هستند که در ملوان زحمت کشیده و کار کردهاند و اکنون آن جا تولید میکنند. شاید به جرات بتوانم بگویم ملوان قدیمیترین باشگاهی مولد فوتبالیست در ایران است.
اگر وضعیت به همین منوال پیش رود، به قضیه ملوان ورود میکنید؟
قبل از این که به آن جا برسد چند بازدید داشتم و صحبتی هم با آقای علی صیادی فرمانده نیروی دریایی داشتم که هنوز که هنوز است ایشان رییس مجمع هستند. ایشان زمانی به من لطف داشتند و حکمی به من دادند که عضو مجمع باشم. ما واقعا اعتقاد داریم که باید ورود کنیم و اگر ورود نکنیم ملوان اوضاعش پیچیده تر خواهد شد.
به چه عنوانی ورود خواهید کرد؟
به عنوان یکی از اعضای مجمع، من حکمی از آقای صیادی داشتم و اکنون هم آن حکم هست و فارغ از بحث خودم اعتقاد دارم آقای صیادی به عنوان رییس مجمع باشگاه ملوان و همه کسانی که دلشان برای ملوان میسوزد باید بنشینند و تدبیر کنند. ما خیلی نگران هستیم.
اندازه این ورود چقدر است؟ آن قدری هست که تیم را از محجوب بگیرید؟
آقای محجوب باید به تعهداتش عمل کند. به هرحال تیمی که تحویل آقای محجوب شد، یکی از تیمهای خوب لیگ بود و مربی خیلی خوبی داشت.
از دوره درودگر راضی بودید؟
به هر حال باید کار درودگر را فرآیندی دید. فرآیند کار درودگر به نظرم کامل و خوب بود. درودگر بد مدیریت نکرد. بالاخره همه افراد از تیم راضی نیستند و باید فرآیند و نتیجه کار افراد را دید. تیمی که درودگر تحویل داد به نظرم تیمی بود که به زیبایی فوتبال میکرد و واقعا فوتبالهای آخری که زمان مربیگری اسکوچیچ دیدم، خیلی زیبا بود، او خیلی زحمت میکشید. من بازیهایی دیدم که ملوان باخت اما لذت بردم! الان متاسفانه صرفا فوتبال نتیجهگرا شده است درحالی که قبل از انقلاب فوتبال را با زیباییهایش دوست داشتیم. مواقعی بود که تیم میباخت اما به نظر ما برنده بود به دلیل این که زیبا فوتبال بازی میکرد و فوتبالش هارمونی داشت و همه پستها نقششان را به درستی ایفا میکردند. الان بازیکنانی با قرارداد 300، 400 میلیونی درحالی که معلوم نیست چند بار به زمین رفته و بازی کرده داریم درحالی که استپ یا هدزدن درست و حسابی بلد نیستند. اگر به فکر ملوان نباشیم و ملوان را تنها بگذاریم اوضاع بدتر خواهد شد. البته آقای محجوب هم زحمت میکشند و من تاکنون رودررو ایشان را ندیدهام. اما بههر حال آن موقع هشداری به دوستان دادهام و تاکید کرده ام که کسی که مسوولیت تیمی را برعهده میگیرد، تعهداتی هم دارد و اگر قرار بود تیم را تحویل هر کسی بدهیم که میتوانستیم این کار را بکنیم. درمورد این که افراد واجد شرایط باشند آن زمان خیلی صحبت کردم و تاکید کردم که دوستان به این نکته توجه کنند. من درگیر انتقال این موضوع نبودم. اگر خودم مسوولیتی در قبال انتقال داشتم حتما ملاحظاتی که مدنظر داشتم را لحاظ میکردم.
مدل رفتاری هواداران ملوان با هواداران دیگر تیم ها متفاوت است، به عنوان مثال امسال از اولین بازی بر ایراندوست فشار آوردند، چرا وضعیت هواداری در انزلی با دیگر شهرها آن قدر متفاوت است؟
افراد رادیکال را در هیچ مقطعی نمیپذیرم. یک وقت برای بهمن صالح نیا آن شرایط را پیش آوردند و وقتی هم برای نصرت این شرایط را پیش آوردند و وقتی هم برای احمدزاده و حتی برای آقای پورغلامی این شرایط را بهوجود آوردند. من اساسا با این رفتارها موافق نیستم. همه تیم، مربی نیست. ما نامش را تیم میگذاریم. تیم از گروه فنی گرفته تا تدارکاتی و بازیکنان و حتی ماساژور و پزشک تیم و افرادی که تدارکات لجستیک تیم را فراهم میکنند، تماشاگران همه نقش دارند. سازمان لیگ، فدراسیون نقش دارند ولی تیمی موفقتر است که سیستماتیکتر عمل کند و به موفقیت بیشتر نزدیک است. البته امروز پول هم تاثیرگذار است.
حالا که ملوان درحال واگذاری است چرا خودتان مستقیما ورود نمیکنید و خودتان تیم را نمی خرید؟
به هر حال باید توان مالی هم باشد.
آیا این قدر پول ندارید که ملوان را بخرید؟
نه، اصلا.
شرایط واگذاری باشگاه چگونه است؟ هرکسی که مدعی خرید تیم باشد، تیم به او واگذار می شود؟
زمانی که تیم را به آقای هدایتی منتقل میکردیم، دو نکته برای من و مردم انزلی مهم بود هر سرمایه گذار و بخش خصوصی که میآید باید این دو نکته را رعایت کند. نخست تغییر محل جغرافیایی و بعد تغییر نام. این دو خط قرمز ما بود و این را هم پیشبینی کردیم چه زمانی که تیم به آقای هدایتی منتقل میشد و چه زمانی که عصر آقای محجوب بود. من اینها را کنترل کردم. یعنی به هیچ عنوان اجازه انتقال تیم به خارج از انزلی و تغییر نام از ملوان را نمی پذیریم.
از هیات مدیره فعلی راضی هستید؟
آنها را نمیشناسم.
چرا؟
خیلی ارتباطی ندارم.
تا کی به آقای محجوب فرصت میدهید؟ نیمفصل تمام شد…
بهنظر من دیگر زمان اولتیماتوم گذشته است و باید بنشینیم و تکلیف را روشن کنیم.
یعنی میخواهید در همین تعطیلات 50 روزه کار را یک سره کنید.
معنایش یک سره کردن نیست. آنها باید تعهداتی بدهند و شرایط تیم تثبیت شود. شرایط فعلی تیم به هیچ عنوان تثبیت شده نیست. آرامش ندارد و با چالشهای جدی مواجه است. به هر حال تیم بهم ریخته است. یا باید در این شرایط از لحاظ نیمکت و مربی و کمکمربیها و کادر فنی ترمیم کنند. یک سری بدهکاریها هست که باید رفع شود.
