حال نا خوش این روزهای قوی سپید
انزلی چی: این روزها فوتبال ناپاک دامن پرطرفدارترین تیم شمال کشور را هم گرفته و اگر به آن توجه نشود شاید سپیدپوشان انزلی سیاه پوش شوند.
به گزارش انزلی چی به نقل از تابناک، انزلی شهری است در شمال کشور و هم جوار دریای خزر. شهری که طبیعت زیبای گیلان را به همراه خود دارد. بندر انزلی جدای از قدمت و بندری بودنش، دو ویژگی دارد که آن را خاص کرده: تالاب و فوتبال. دو عضو جدا نشدنی این شهر ساحلی. فوتبال از سال ها پیش ورزش اصلی مردمان این شهر بوده است. ورزشی پرطرفدار که سابقه آن در انزلی به پیش از تشکیل تیم فوتبال ملوان باز می گردد. فوتبال برای یک انزلی چی فقط یک ورزش نیست، بلکه عضوی از زندگی و بحث های روزمره و دغدغه های اوست. ملوان تیمی محدود به استادیوم این شهر نمی باشد و در کوچه ها و خیابان های آن جاری است. هر کودکی که در بندرانزلی متولد می شود، دو چیز را خوب فرا میگیرد : فوتبال و شنا!
قوی سپید با عشق این مردم پیوند دارد اما حال و روز این روزهای قوی سپید خوش نیست. کشتی ملوانان به گل نشسته و گذشته سخت و آینده ای با ترس و امید در قلب هایشان رخنه کرده است. تیم ملوان به حق یکی از نمادهای فوتبال این مرز و بوم می باشد. تیمی که در تمام ادوار نمایندگانی در تیم ملی و تیم های باشگاهی ایران داشته است. تصور فوتبال ایران بدون قوی سپید دردناک است؛ همان گونه که داغدار نابودی پاس، ابومسلم، برق شیراز و شاهین بوشهر بودیم. تیم هایی که دیگر نام و نشانی از آنها نیست. ملوانان هم به سومدیریت دچار شده اند. این روزها فوتبال ناپاک دامن پرطرفدارترین تیم شمال کشور را هم گرفته و اگر به آن توجه نشود شاید سپیدپوشان انزلی سیاه پوش شوند. دو دستگی و اختلاف و حرف و حدیث و حاشیه یکی از اجزای این تیم ریشه دار در سالهای اخیر و علی الحصوص لیگ برتر جاری بوده است.
عدم واگذاری مناسب این تیم به بخش خصوصی و عدم صلاحیت مدیران فعلی از مهم ترین عوامل رکود این تیم می باشد. این روزها اگر سری به انزلی بزنید دغدغه اصلی مردم، تیم فوتبال ملوان و آینده مبهم آن است. ای کاش وزارت ورزش و جوانان که متولی ورزش این مملکت و مهم تر از آن فدراسیون فوتبال، غم خوار تیم های ریشه دار ایران باشند. تیم هایی که چه بخواهیم و چه نخواهیم فوتبال ایران وام دار آنهاست. شاید کمی حمایت مالی و معنوی کافی باشد تا تیم هایی این چنین بتوانند سربلند باشند.
بیایید تا دیر نشده کاری بکنیم…
پویان اصغریان
