ترانه اندوهگین پاییز
اختصاصی/ انزلی چی: نمی دانم روزی فرا می رسد که آدم های این شهر خاک گرفته با هم دوست شوند و این اتفاق تو را دست عبرتی بدانند؟
رفیق؛
نمی دانم صدایم را می شنوی یا نه؟
نمی دانم چکار می کنی؟
نمی دانم آن طرف ها اوضاع فیلم چطور است؟ فیلم های روز چطور به دستت می رسند؟
نمی دانم آن طرف ها تلویزیونی، چیزی، پیدا می شود تا فیلمی بگذاری که حوصله ات سر نرود تا به همراه ما ترانه اندوهگین پاییز امسال را سر کنی؟
نمی دانم آدم هایی که چشم دیدن تو را نداشتند و سلامت را علیک نمی گفتند رویشان می شود نامت را به زبان بیاورند؟
نمی دانم روزی فرا می رسد که آدم های این شهر خاک گرفته با هم دوست شوند و این اتفاق تو را درس عبرتی بدانند؟
نمی دانم از این به بعد با چه کسی در مورد فیلم هایی که دیده ام با هیجان همان طور که تو حرف می زدی حرف خواهم زد؟
نمی دانم کرانینبرگ ها، بویل ها، برادران کویین، بعد از تو در این شهر تماشاگری برای فیلم هایشان دارند؟
نمی دانم در جای جای کافه که یاد توست، دوستانت چگونه چهره شیرینت را فراموش می کنند؟
نمی دانم، نمی دانم، نمی دانم
اما یک چیز را خوب می دانم؛
حامد دوستم بود.
حامد خسروی دوست واقعیم بود.
راستی، رفیق! فیلم جدید فون تریه را همان طور که قول داده بودم برایت روی دی وی دی زده ام. آدرس جدیدت را بگو برایت بفرستم.
جواد لاله دوست

با سلام من مهران احمدیان هستم مدیرتولید فیلم ترانه اندوهگین کوهستان، دوست و همکار حامد هنوز باورکردن مرگ حامد برام سخته به قول جواد لاله دوست عزیز آدم هایی که سلام حامد رو علیک نمیگفتن در مراسم سوم این رفیق که واقعا سخته که بگم ازدنیا رفته حضور داشتن و حرف هایی عجیبی میزدن …………… حامد جان امیدوارم آروم بخوابی راحت حامد عزیزم به امید دیدارت ….