ما به سن سیروس می آییم، فردا روز دیگری است

انزلی چی: با این همه درد و دغدغه و زخم، ما فردا باز هم به سن سیروس می آییم تا از ملوانی حمایت کنیم که مظلوم است، تنها است، بدون پول است، اما بزرگ است و باعث غرور مردمان یک شهر دوست داشتنی.  

 PhotoView-52632

به گزارش انزلی چی، حال همه ما خوب است اما تو باور نکن! می دانی چرا؟ چون عشق مان ملوان حالش خوب نیست، بندر بدون ملوان می میرد، این حکایت الان و امروز نیست، ملوان میراث نیاکان ما است، مردان مالایی که برای روزی حلال در طوفان ها به آب زدند و به خانه بر نگشتند، زنان غیرتمندی که چشمانشان را در تورهای ماهیگیری جا گذاشتند.  

دل همه مان آشوب است، هی به خودمان می گوییم چرا این طور شد؟ چه بلایی سر عشق مان مان آوردند؟! همه به آن روزهای پایانی فکر می کنیم که مبادا بلیط دسته اول را به دست مان بدهند و بگویند خداحافظ!   

آبای! آبایه! فراموش نمی کنیم بی مسوولیتی و بی تدبیری مسوولین در اداره ملوان را! فراموش نمی کنیم دروازه اروپا، حالا شهر آخرین ها است! فراموش نمی کنیم هزاران جوان، خانه و کاشانه اجدادی خود را در بندر رها کرده و به آن سوی دنیا رفتند! فراموش نمی کنیم که ملوان ابزار انتخاباتی سیاست پیشگان است! فراموش نمی کنیم که تالاب مان دارد تبدیل به مرداب می شود! فراموش نمی کنیم که فاضلاب مان مستقیم به دریا و تالاب می ریزد و باعث شده این منطقه و گیلان، رتبه اول سرطان های گوارشی را در کشور کسب کند! فراموش نمی کنیم که از منطقه آزاد، تنها اسمش انزلی است! با این همه درد و دغدغه و زخم، ما فردا باز هم به سن سیروس می آییم تا از ملوانی حمایت کنیم که مظلوم است، تنها است، بدون پول است، اما بزرگ است و باعث غرور مردمان یک شهر دوست داشتنی.  

بازیکنان ملوان! تنها هشت بازی تا پایان لیگ پانزدهم باقی مانده، هشت فینال پیش روی ما است و چهار بازی در سن سیروس داریم. سپیدپوشان بندر! در حفظ امانتی که به شما سپرده ایم، با تمام وجود کوشا باشید. فراموش کنید هر آن چه را که تاکنون اتفاق افتاده. شش تان را از اکسیژن خالص دریا پر کنید و تصاویر پر افتخار گذشته فوتبال بندر انزلی و ملوان را در ذهن مدام مرور کنید، مردمی را به یاد بیاورید که اگر نان شب هم نداشته باشند به عشق ملوان زنده اند. کودکان، پیرمردان، پیرزنان و جوانانی را به یاد بیاورید که مدام از شما سخن می گویند، به بندر مه آلود فکر کنید، به شهر باران، به مالاها و کشاورزان دست پینه بسته، به سیروس آبای، به شهید بایندر و تمامی مردم بندر انزلی و هواداران ملوان که مثل کوه پشت سر شما هستند، آن گاه با توکل به خداوند بلند مرتبه، پای در سن سیروس بگذارید و هر چه در توان دارید بگذارید، تا سرحد جان و تا آخرین نفس بجنگید ارتش سیروس، ما نیز از روی سکوها حنجره مان را برای شما و ملوان و بندر انزلی خواهیم گذاشت. ما به سن سیروس می آییم، فردا روز دیگری است.   کاوه چلمبری

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *