آواز اندوهناک دریا

انزلی چی: شهر اگر تکیه داده باشد به دریا، امواج، خویشاوند تو می‌شوند و سوسوی فانوس‌های دریایی، شبانگاهت را رنگین می‌سازند.  

 55689

ساحل‌نشين كه باشي، آمد و رفت كشتي‌ها در مه، ماهي گيراني كه دل به دريا مي‌زنند، لالايي امواج و پرواز پرندگان دريايي تا هميشه بخشي از وجودت مي‌شود. احساس خوشايندي است وقتي دلتنگي عصرگاهانت را در ساحلي مهربان جا بگذاري و نگاهت بدود تا افق، آن جا كه آسمان و دريا به هم مي‌رسند. شهر اگر همسايه با دريا هم نباشد، امواج تو را به‌خود مي‌‌خوانند و روياهايت از دريا خالي نيست. گستره شكوهمند دريا در سرزمين خيال‌هاي ما هميشه زلال است با انبوه گوش‌ماهي‌هاي رها‌شده در ساحل و هزاران چرخ معيشت كه با سخاوت دريا به گردش در مي‌آيد.  

اما اين روزها حقيقت با روياهايمان متفاوت است. انواع فاضلاب‌هايي كه راهي دريا مي‌شود و زباله‌هايي كه بي‌محابا در ساحل رها مي‌شوند، نشان از نامهرباني ما دارد. باورش دشوار است اما دستان ويران گر و ناسپاس مان هي زخم پشت زخم مي‌زند بر تن مهربان دريا. اين روزها دريا آواز اندوهناك مرگ ماهياني را سرمي‌دهد كه دردهايشان را تاب نمي‌آورند. تورهاي ماهي گيران هر روز خالي‌تر مي‌شود و تن به آب سپردن، ديگر آن طراوت به يادماندني را به همراه ندارد؛ پر و بال مرغان دريايي در تلالو آفتاب نمي‌درخشد و ارمغان رودخانه‌هايي كه هنوز از پا نيفتاده‌اند و به دريا مي‌رسند، حجمي عظيم از آلودگي است. 

اين روزها حال طبيعت اطراف ما خوب نيست و دريا نيز از اين ناخوش‌احوالي بي‌نصيب نمانده است. مدت‌ها است انگشت اتهام ما همواره رو به سوي ديگران است بي‌آن كه باور داشته باشيم همه ما از خرد و كلان، امروز نه، همين حالا بايد قدمي برداريم كه فردا بسياردير است.  

گزارش از: مریم ساحلی، همشهری

عکس از: میلاد منصف

 

 

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *