عباس قوین چیان درگذشت
انزلی چی: «عباس قوین چیان» یکی از چهره های دوست داشتنی شهر بندر انزلی درگذشت.
به گزارش انزلی چی، متاسفانه باخبر شدیم «عباس قوین چیان» یکی از چهره های دوست داشتنی شهر باران «بندر انزلی» درگذشت. این ضایعه بزرگ را خدمت خانواده محترم ایشان و انزلی چی های گرامی تسلیت می گوییم.
گفتنی است مراسم یادبود سومین و هفتمین روز درگذشت زنده یاد «عباس قوین چیان» از ساعت 15:00 الی 16:00 چهارشنبه هفت بهمن 1394 در مسجد قائمیه بندر انزلی برگزار می شود.
به مناسبت درگذشت زنده یاد «عباس قوین چیان»، «رضا فلاح» هنرمند و مولف انزلی چی، یادداشتی را در اختیار انزلی چی گذاشته که تقدیم شما می گردد:
مطالبی را از ایشان می نویسم تا آن جایی که خودم با او در ارتباط بودم. عباس قوین چیان را از سال 59 به بعد از نزدیک می شناختم. قبل از انقلاب، بلیت اعانه ملی می فروخت. پس از انقلاب، مالک دکه ای شد دقیقا در محل تقاطع خیابان گلستان و ابتدای ناصرخسرو ، چسبیده به دیوار اداره برق بندر انزلی.
وی در این دکه به توزیع و فروش مطبوعات و بستنی و نوشابه مشغول بود و این دکه علاوه بر محل کسب وی، پاتوق دوستان و علاقمندان بی شمارش (از جمله نگارنده) محسوب می گشت.
به علت شرایط خاص جسمانی اش، دوستان در انجام کارها به او یاری می رساندند. اهل مطبوعات نیز نسبت به وی توجه داشته و نزد وی روزنامه و مجلات را آبونه می شدند.
مرحوم عباس، علی رغم وضعیت دشوارش، روحیه ای حساس اما شوخ داشت و می توان گفت با همه دوستانش مهربان بود و مزاح می نمود.

به فوتبال و به ویژه ملوان، علاقه و توجه خاصی داشت، بطوری که تمام بازی های ملوان در جام تخت جمشید را از کنار زمین تماشا می کرد. مجله دنیای ورزش در تاریخ هفتم خرداد 1356 با چاپ عکسی از وی نوشت که ملوان نتیجه بازی هایش را از قبل می داند! یعنی عباس آقا، همه را درست پیش بینی می کرد!
عباس در دهه هفتاد، دکه را ترک کرد و به مغازه ای واقع در روبروی پمپ بنزین بندر انزلی مستقر شد و در آن جا به فروش ظروف یک بار مصرف، مشغول گردید.
متاسفانه تاریخ تولدش را ندارم اما فکر می کنم هفتاد و یکی دو سال داشت، اما مطمئن نیستم. عکسی با او دارم، این عکس در سال 59 و در کلاچای گرفته شده است که با تیم فوتبال شهاب نویر، من و عباس هم برای تماشای بازی به آن جا رفته بودیم. (نفر سمت راست در عکس، زنده یاد «عباس قوین چیان» است)
یادش برای همیشه گرامی باد…

یادش بخیر و روحش شاد. اگرچه جسمی آسیب دیده داشت اما از روانی ملایم و دلی مهربان برخوردار بود. به نوعی خدمتگزار مطبوعات بود و دکه اش پاتوق مطبوعاتی ها. نمی دانم برادرش میرزا آقا قوینچیان که در شهرداری خدمت می کرد الان کجاست؟ شنیده بودم در کانادا زندگی می کند. افسوس که آشنایان قدیمی یکی پس از دیگری ما را ترک می کنند!