يك مدير در شهرستان بايد جوانان را باور کند/ پونه نیکوی: در اين شهر ثابت شده كه هنرمند بايد از خودش حمايت كند و نبايد منتظر كسي بماند/ در بندر انزلي شكسته شدن يك هنرمند به چشم نمي آيد!

انزلی چی: شاعره افتخار آفرین انزلی چی گفت: قدردانی از پیشکسوتان، حاملان و حامیان فرهنگ و هنر فاخر- دقت کنید، فاخر- واجب شرعی است.

1

به گزارش انزلی چی، شاعره بلند آوازه شهر باران، بار دیگر افتخاری بزرگ برای جامعه ادبی و فرهنگی بندر انزلی به ارمغان آورد. این بار پونه نیکوی در جشنواره ادبی پروین اعتصامی شایسته تقدیر شناخته شد. به همین مناسبت وب سایت انزلی چی با وی به گفت و گو نشست که مشروح آن از پیش روی شما مخاطبان گرامی می گذرد:

انزلی چی: لطفا بیوگرافی خود را بیان نمایید.  

پونه نيكوي هستم متولد 64 اهل بندر انزلي و كارشناس امور دانشجويي و فرهنگي مركز علمي كاربردي جهاد دانشگاهي بندر انزلي هستم. روزي را به خاطر ندارم كه گفته باشم از امروز من شاعرم. اما از نخستين روزهاي دهه هشتاد جدي تر از گذشته به شعر پرداختم و عضو جدانشدني جانم شد.  

انزلی چی: در رابطه با افتخاری که اخیرا در ششمین جشنواره پروین اعتصامی کسب کردید بگویید. (نام بخشی که در آن مسابقه دادید، رتبه کسب شده توسط شما، تعداد آثار حاضر در مسابقه و سایر جزییات) 

مراسم اختتامیه جشنواره پروین، عصر 26 خردادماه در پژوهش کده فرهنگ، هنر و معماری برگزار شد و برگزیدگان در بخش شعر بزرگسال شناخته شدند که دو‌ اثر «جاری‌تر از ونیز» پونه نیکوی و «سکوت گفتنی» سودابه مهیجی از سوی هیات داوران شایسته تقدیر شناخته شدند.

نامزدهای این بخش: «جاری‌تر از ونیز» پونه نیکوی، نشر هزاره ققنوس؛ «سکوت گفتنی» سودابه مهیجی، نشر سوره مهر؛ «کفش‌های سفید می‌پوشم» شیما شاه سواران احمدی، نشر فصل پنجم؛ «گنجشک بدون آسمان می‌میرد» لیلا بنی تمیم، نشر هزاره ققنوس؛ «لیلی خانه‌دار» مریم رزاقی، نشر سوره مهر. 

داوران این بخش: قربان ولیئی، فریبا یوسفی و بهروز جلالی بودند.

در بخش شعر ۱۴۲ كتاب به دبيرخانه ارسال شده بود. 

انزلی چی: نظرتان در مورد شعر معاصر ایران چیست؟  

در شرايط حاكم معلوم نيست شعر معاصر به كدام سمت مي رود. ما در شعر معاصر با يك بحران بزرگ به نام فضاي مجازي روبرو شده ايم كه بسياري از اين اشعار حكايت ترشي هاي يك روزه است كه بر سفره پديدار مي شوند و چارچوب ها را مي‌شكنند. جريان هاي ناسالمي كه شعور مخاطب را به بازي مي گيرند. گاهي شاهد خدشه دار كردن سرمايه ملي مان شعر هستيم. بارها شاهد بوده ام كه شعر كم ارتفاعي را به نام شاعران بزرگ ما وصله پينه كرده اند. اين فضا، مورد پسند نيست. وضعيت حاكم به گونه اي است كه خيلي ها يك گل را از يك علف هرزه تشخيص نمي دهند. اميدوارم قلم‌ها و ميکروفن‌ها در دست کساني باشند که قدرت تشخيص دارند و با رويكرد علمي و فني و آگاهانه قلم مي‌زنند. تا بتوانند به ارتقاي سطح شعر كمک كنند. ضعف محتوا و فقدان مفهوم و ادعاي عده اي براي بدعت گذاري شعر از معضلات شعر معاصر است. شعر بايد به گونه اي باشد كه مخاطب آگاهی و بیداری این جویبار لطیف را دریابد و سلامت روح این آینه را در تاریكی بشناسد و بداند كه شعر ایرانی, فراتر از تصویرها و خیال‌های زاید پی در پی و تكراري عده اي است كه به كمك هيچ اندیشه اي نخواهند رفت. شهرت هاي كاذب، جوانان پر ادعايي را پرورش داده كساني كه هرگز شعري از ايشان به خاطر كسي نمي ماند. شايد نامي باشد براي چند صباحي در رفت و آمدها و … 

انزلی چی: در رابطه با وضعیت معیشتی و کاری هنرمندان بندر انزلی صحبت کنید. 

كاستي هاي معيشتي در زندگي هنرمندان تنگناهايي ايجاد مي‌كند كه نتيجه آن فاصله بين هنر و هنرمند است. با توجه به پتانسيل هاي موجود در شهرستان و حضور پر رنگ هنرمندان در خارج از استان و مجامع بين المللي و درخشش نام ايران و بندر انزلي بر تارك جهان، هنرمند آن گونه كه بايد در اين شهر جايگاه فاخري ندارد. هرچند گاهي شاهد بزرگداشت ها و حمايت هايي هستيم كه شايد يك يا دو ارگان در بضاعت خود با خون دل خوردن، حامي برگزاري آن مي شوند اما بندر انزلي با توجه به جغرافياي ويژه و زيبايي هاي بي نظيرش مي تواند پيش تاز در عرصه فرهنگ و هنر و ميزباني برنامه هاي فرهنگي در استان و كشور باشد. بندر انزلي مردماني دارد فرهنگ مدار و داراي تمدن غني كه قابل ستايش است. تبادل محصولات فرهنگي و هنري هنرمندان گيلان و حضور در نمايشگاه هاي دور و نزديك با حمايت ادارات و سازمان هاي فرهنگي هنري كمك شاياني به مردمان اين مرز و بوم خواهد كرد. و شاهد افتخار آفريني خواهيم بود. يك شهردار، فرماندار و يا مدير در شهرستان بايد جوانان را باور کند، به آنها و استعدادشان کمک کند و بستر مناسبی را برای ارتقای فرهنگ و هنر فراهم  كند. يك هنرمند نبض جامعه را در دست دارد. مسوولين موظفند زمينه توليد و توزيع آثار فرهنگي و هنري فاخر را فراهم كنند. تبليغات براي كتاب خواني در سطح شهر و استان و حمايت هاي وزارت كار از نويسندگان و هنرمندان اهالي فرهنگ و هنر را دل گرم مي كند هرچند رسالت هنرمند اين است که فارغ از مسایل مادي و ديگر قضايا تنها به خلق اثر بپردازند. صد البته که اين گفته صحيح است اما تا کي هنرمند مي­ تواند لب از لب باز نکند و تنها در گوشه­ اي خلوت، در سيلاب مشکلات اقتصادي غوطه بخورد. 

انزلی چی: نظرتان در مورد ایجاد سازمان فرهنگی توسط شهرداری بندر انزلی چیست؟ 

نظري ندارم و نظرها است در اين بي نظري. 

انزلی چی: حمایت سازمان منطقه آزاد انزلی از هنرمندان را چگونه ارزیابی می کنید با توجه به این که این سازمان تاکنون حمایت جالب توجهی را از هنرمندان بی شمار بندر انزلی به عمل نیاورده است!   

به ما در اين شهر ثابت شده كه هنرمند بايد از خودش حمايت كند و نبايد منتظر كسي بماند كه با حلوا حلوا کردن، دهان شيرين نمي شود. بنده به عنوان يك هنرجو هميشه در جستجوي موفقيت در خارج از مرزهاي گيلان عزيزم بوده ام. و هرگز از الطاف الهي مغفول نمانده ام. از ديگران در جغرافياي ديگري مي اموزم اما از شهرم و رويدادهاي فرهنگي و هنري اش غافل نيستم. ما بدين در نه پي حشمت و جاه آمده ايم.

انزلی چی: صحبت ناگفته ای دارید، بفرمایید.

در بندر انزلي شكست ملوان يك بحران است اما شكسته شدن يك هنرمند به چشم نمي آيد. قدرداني از پيشكسوتان، حاملان و حاميان فرهنگ و هنر فاخر- دقت كنيد، فاخر- واجب شرعي است چرا كه هر چه در جان هنر برود ماندگار مي شود و چه بسا هنرها كه حافظ آيين و مذهب مان هستند و مبلغ اخلاق و انسانيت. 

عکس ها از: علی مجد آبادی

 IMG-20150617-WA0087-2

در این قسمت دو شعر بسیار زیبای پونه نیکوی در کتاب «جاری‌تر از ونیز» از پیش روی شما می گذرد:

جاری تر از ونیز 

از انزلی برای خدا بگذر
این شهر را ونیز مکن باران
خورشید پشت ابر نمی‌ماند
دندان دوباره تیز مکن باران   

این خاک زیر بار نخواهد رفت
باران کار کشته‌ي پاییزی
دیگر بساط جمع کن از این شهر
باید تو با کویر بیامیزی  

با ابرهاي آبي آبستن
يك پرده از زمين خدا بردار
بر سينه‌ي قنات ببار اي ابر
چشم انتظار مانده، زمان بگذار

چشم انتظار توست نهالی خشک
تا مثل روز اول خود باشد
تا پیش پای ابر به وجد آید
چیزی شبیه جنگل خود باشد…

واپسین آه  

آهی نمانده است برای کشیدنم
راهی نمانده است برای رسیدنم   

جانی نبود تا به لب آید در این میان
حتی دلی نبود برای بریدنم  

گاهی به چشم‌های خدا فکر می‌کنم
وقتی که خسته می‌شود از خسته دیدنم   

چون شاخه‌اي كه سوخته در آتش تنور
ناگفتني ست شرح به آتش كشيدنم! 

بال مرا گرفت و فرستاد بر زمین
اکنون تر است، جوهر حکم خزیدنم   

من چون فرشته‌ای که زمین را ندیده بود
حالا به فکر سوی خدا پر کشیدنم 

در برزخم! به ياد خدايي كه جز بهشت
انگیزه‌ای نداشته از آفریدنم!

 

 

 

 

 

یک دیدگاه

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *