رویاهایت را فراموش کن پرنده زیبای من …

انزلی چی: قوی سپید محبوب، عاشقانت همچون خودت خسته اند، دل زده اند از دروغ و فریب و ریا، از آدم هایی که دغدغه جیب خود را دارند، از آدم هایی که به دنبال پست و مقام و معروفیت هستند.

201106111803419

وقتی گرفتار قفس باشی، وقتی زخم های چرکین بدنت امانت را بریده باشد، وقتی توان حرکت نداری، وقتی خسته و دل شکسته و نامیدی هرگز به پرواز فکر نکن که سهمت از آسمان کثری از ثانیه و فاصله اوج و سقوط تنها چند لحظه است. 

قوی سپید زیبا تو محکوم به انزلی چی بودنی، انزلی چی بودن یعنی عقب ماندن، یعنی تبعیض، یعنی سکوت، شاید اگر در جغرافیای دیگری می زیستی سرنوشتت هرگز این چنین تلخ نبود، یا به کلی نابودت می کردند و یا امروز در اوج بودی، هر چه که بود بهتر از این برزخ لعنتی است. 

ملوان عزیز ما دیگر رویاهایمان را فراموش کرده ایم، تو هم فراموش کن آن چه که بودی، فراموش کن تمام افتخاراتت را، فراموش کن چه بودی و چه با تو کردند و می خواهند چه باشی. 

آنها که ما را عروسک های خیمه شب بازی خود می پندارند نمی خواهند که پرواز کنی، نمی خواهند من و تو و ما یک بار دیگر لذت افتخار را بچشیم، با این تفکر که شاید آن روز توقعات ما بیشتر شود، شاید آن روز ضعف های اطراف مان بیشتر به چشم بیاید. 

پس تو را اسیر خواسته های خود می کنند ، هر روز یک لگد به پیکر نحیفت می زنند و روز بعد دوباره تیمارت می کنند. 

آنها فقط تو را زنده می خواهند و لذت زندگی را از تو می گیرند، تو فقط باید باشی برای سو استفاده ها، برای عکس های یادگاری، برای روی جلد بودن ها، برای میتینگ های انتخاباتی … 

قوی سپید محبوب، عاشقانت همچون خودت خسته اند، دل زده اند از دروغ و فریب و ریا، از آدم هایی که دغدغه جیب خود را دارند، از آدم هایی که به دنبال پست و مقام و معروفیت هستند، قوی سپید تو در شهری که همه چیز به ملوان ختم می شود میانبر رسیدن به موفقیت هستی. 

آنان که تو را اسیر هوس های خویش ساخته اند سقف رویاهایشان دقیقا کف خواسته های مردم است، یعنی حداقل خواسته های ما حداکثر توانی است که در وجود آنهاست و یا شاید هم نباشد! با این تناقض عجیب هرگز دوباره پرواز کردنت را نخواهیم دید سپید دوست داشتنی. 

آقایان تاریخ درباره شما قضاوت خواهد کرد، آنان که عاشق بودند پای عشقشان ایستاند، تا آخرین لحظه تا آخرین نفس، اما آنان که باید پای تعهدات خود می ایستادند همچون گذشته با سیاسی کاری شانه خالی کردند. 

اسماعیل راد – ملوانی

 

 

 

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *