نگاهی به فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»/ باد در علفزارهای شمالی می‌پیچد

انزلی چی: پس‌زمینه شمال و فضای باران‌زده و ابری رشت و بندر انزلی در کنار اصرار کارگردان برای گنجاندن اشیا و مناظر آشنای قدیمی در قاب، باعث شده فیلم حال‌وهوای بصری و پرجزییاتی پیدا کند.

dardonyayetosaatchandast21
شاهین شجری کهن منتقد و نویسنده انزلی چی که در نشریات معتبر سینمایی کشور از جمله مجله فیلم فعالیت می کند به زیبایی به تشریح عوامل موفقیت فیلم سینمایی در دنیای تو ساعت چند است؟ در روزنامه ایران پرداخته است: 

در سینمای ایران گستره ژانری معمولا به ملودرام و کمدی و درام اجتماعی محدود می‌شود و کمتر فیلمی بیرون از این دایره رنگ پرده را می‌بیند. در میان این ژانرها و محدوده‌های تکراری، گاهی فیلمی ساخته می‌شود که رنگ‌وبوی عاشقانه دلنشینی دارد یا لحن پرحس‌وحالش به دل تماشاگران می‌نشیند و استثنایی را رقم می‌زند که تا سال‌ها بعد به عنوان ردیه‌ای بر نظریه اصلی مورد ارجاع قرار می‌گیرد. نظریه اصلی این است که در سینمای ایران عاشقانه خوب نداریم (و دلایلی هم در اثبات نظریه آورده می‌شود؛ از جمله محدودیت‌های ممیزی، ضعف در داستان‌پردازی، کمبود بازیگران مناسب برای نقش‌های اصلی و…) اما این نظریه هر چند سال یک بار با فیلمی رد می‌شود: «اگر ممیزی و محدودیت‌های اجرا و روایت باعث فقدان فیلم عاشقانه در سینمای ایران است، پس چطور در همین سینما فیلمی مثل «در دنیای تو ساعت چند است ساخته می‌شود؟» درباره سینمای کمدی هم همین الگوی نظریه – ردیه صادق است. خیلی‌ها از فقدان کمدی خوب می‌نالند و معتقدند مشکل از چارچوب‌های قانونی و سنت‌های سینمایی سرزمین ما است که قدمتی طولانی دارند و تغییرشان ممکن نیست، اما در عین حال توضیحی برای موفقیت اجاره‌نشین‌ها، مارمولک یا ورود آقایان ممنوع ندارند و ناگزیر این فیلم‌ها را استثنای یک قاعده تثبیت‌شده قلمداد می‌کنند. 

این که چرا در سینمای ایران مثلا فیلم علمی‌-خیالی یا فانتزی و هارور و پارودی نداریم بحث مفصلی است که در این مجال نمی‌گنجد. اما این که چرا عاشقانه خوب نداریم یا کم داریم پرسشی است که دست‌کم 50 سال قدمت دارد و هنوز برایش پاسخ قطعی و مشخصی پیدا نشده است. تئوری‌ها و پیشنهادها برای پاسخ دادن به این پرسش فراوان‌اند، اما ساخته شدن عاشقانه موفقی مثل در دنیای تو ساعت چند است؟ ثابت می‌کند که این تئوری‌ها ناقص و ناکافی‌اند. اگر مشکل فقط باز نبودن دست فیلم ساز در پرداختن به سوژه‌های رمانتیک باشد، این محدودیت‌ها برای همه فیلم سازها یکسان است. این که یک فیلم ساز می‌تواند روایتی عاشقانه را با تاثیرگذاری به فیلم تبدیل کند، ناشی از توانایی شخصی او و قابلیت‌های داستان و فضا و لحنی است که انتخاب کرده است.

هیچ فرمول مشخصی برای موفقیت در ارائه یک روایت عاشقانه وجود ندارد و به همین نسبت مانع قطعی و عبورناپذیری هم نیست که ساخت عاشقانه خوب را ناممکن کند. همه‌چیز بستگی به تصمیم‌ها و انتخاب‌ها و مصالح فیلم ساز دارد. 

صفی یزدانیان با نوشته‌های پرحس‌وحال و نقدهای سینمایی مشهورش شناخته می‌شود. چند سال پیش او با همراهی دوستان همیشگی‌اش علی مصفا و فردین صاحب‌الزمانی یک دفتر فیلم سازی راه‌انداخت که محصولاتش همگی در سطح بالایی طبقه‌بندی می‌شوند و ویژگی‌های مشترکی هم دارند.«چیزهایی هست که نمی‌دانی»، «پله آخر» و حالا «در دنیای تو ساعت چند است؟» که شاید غلیظ‌ترین مایه‌های رمانتیک و نوستالژیک را در بین تولیدات این گروه داشته باشد. اگر سیمای زنی در دوردست مایه‌های هنری و روشن فکرانه پررنگی داشت، در دنیای تو ساعت چند است؟ به نوعی تعادل در روایت داستان رسیده است و ضمنا در این فیلم (پس از چند تجربه سینمایی) نزدیک شدن به مفاهیم و مولفه‌های سینمای هنری نیز با قدری خودداری صورت گرفته است.

از این جهت فیلم یزدانیان بیش از ساخته‌های قبلی این گروه قابلیت جذب مخاطبان عمومی سینما را دارد و فهم اشارات و دلالت‌هایش نیز برای عامه مردم آسان‌تر است.

در دنیای تو ساعت چند است؟ بیش از هر چیز لحن و فضای کارشده و اثرگذاری دارد. داستان فیلم اهمیت چندانی ندارد و بیشتر بهانه‌ای است برای ورود به دنیای دو شخصیت اصلی فیلم و شناخت آنها. در مسیر وقایع و موقعیت‌های دراماتیک فیلم، کم‌کم با عشقی قدیمی و پایدار آشنا می‌شویم که در گذر زمان رنگ‌وبوی نوستالژی به خود گرفته و همچنان ادامه دارد.

دو شخصیت اصلی فیلم، عاشق و معشوق، علی مصفا و لیلا حاتمی، مهم‌ترین آدم‌های داستان و تنها ساکنان جهان فیلم هستند. به سبک منظومه‌های عاشقانه کهن، مصفا و حاتمی معادل‌های مدرن مجنون و لیلی هستند و عاشقانه‌ای از جنس عاشقانه‌های نظامی گنجوی را در فضایی امروزی به تصویر می‌کشند. مهم‌ترین ویژگی فیلم این است که عشق بین دو شخصیت اصلی‌اش را به محیط و فضایی برمی‌گرداند که در آن نخستین بار جوانه زده و به تکامل رسیده است. 

پس‌زمینه شمال و فضای باران‌زده و ابری رشت و بندر انزلی در کنار اصرار کارگردان برای گنجاندن اشیا و مناظر آشنای قدیمی در قاب، باعث شده فیلم حال‌وهوای بصری و پرجزییاتی پیدا کند. روی تک‌تک عناصری که در قاب تصویر دیده می‌شود کار شده و هیچ یک از اجزای صحنه به حال خود رها نشده‌اند و اتفاقی در مقابل دوربین فیلم برداری قرار نگرفته‌اند. حتی در و دیوار و قاب پنجره و سنگ فرش خیابان و کرکره مغازه‌ها و خلاصه هر عنصر بصری کوچک یا بزرگی که به نوعی فضای تصویری فیلم را تحت تاثیر قرار دهد از قبل طراحی و انتخاب شده‌اند. همین‌طور آسمان و رنگ افق و بازتاب اشیای روی شیشه و بازی نور و سایه و ترکیب‌بندی رنگ‌ها که در مجموع بار فضاسازی را به دوش می‌کشند و این ها را باید در کنار ترکیب اشیای در صحنه و نیز لباس بازیگران گذاشت که در کنار هم فضای بصری فیلم را شکل می‌دهند. لحن روایت داستان هم متکی به جنبه‌های نوستالژیک است و بر دو پایه موسیقی و لحن دیالوگ گفتن بازیگران استوار شده است. موسیقی کریستف رضاعی یک سر و گردن از همه موسیقی‌های جشنواره فجر اخیر بالاتر بود و پر از جزییاتی است که به انتقال مایه‌های حسی فیلم کمک می‌کنند.

استفاده از آواهای گیلکی و موسیقی هنرمندانه گیلان در کنار بهره‌ای که کارگردان از زبان فرانسه و نوع دیالوگ‌گویی بازیگران گرفته، لحن فیلم را غنی‌تر کرده و مخاطب را تحت تاثیر این معجون موسیقی و کلمه و تصویر قرار می‌دهد. اگر هر یک از این چهار مولفه اصلی لنگ می‌زد، فیلم کیفیت کنونی‌اش را از دست می‌داد: فضاسازی بصری با عناصر آشنای اقلیم شمال، مایه‌های رمانتیک و نوستالژیک، موسیقی ملودیک، لحن دیالوگ گفتن و آوا و بیان بازیگران.

صفی یزدانیان پیش از این در فیلم کوتاه قابل توجهش هم نشان داده بود که برای قصه‌گویی و تصویرسازی به اقلیمی که در آن بزرگ شده پایبند است و به عنوان فیلم ساز ترجیح می‌دهد به ریشه‌های فرهنگی و تجربه‌های زیسته و خاطرات شخصی‌اش رجوع کند. در دنیای تو ساعت چند است؟ از این جهت که ریشه در دریافت‌های حسی و تجربی یک کارگردان آشنا با محیط دارد، فیلم اصیلی است و مثل یک رمان خوب، مستقیما از دل کنکاش‌ها و تجربه‌ها و خاطرات مولفش برمی‌آید، بدون اینکه تحت تاثیر مدهای سینمایی یا الگوهای رایج در این روزها باشد یا برای شبیه شدن به پسند زمانه، از عناصر اصیل و بنیادی‌اش صرف نظر کند و پا پس بکشد. 

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *