پورغلامی: زمان، زمان انتقاد نیست، وقت هم دلی سکوهاست
انزلی چی: سرمربی پیشین ملوان گفت: دیگر زمان، زمان انتقاد نیست، وقت هم دلی سکوهاست که یک دل و هم صدا یک نام را فریاد بزنند و آن نام ملوان است.
به گزارش سپید نیوز، در جریان انتخاب سومین سرمربی تیم ملوان در فصل جاری! نام های متعددی مطرح شد که به مثابه فصل گذشته باز هم از فرهاد پورغلامی سرمربی پیشین این تیم به عنوان یکی از گزینه ها نام برده شد.
علی رغم فشار افکار عمومی مبنی بر تاکید بر جذب پورغلامی به عنوان تنها ناجی ملوان در این شرایط _ و حتی تاکید براین نکته که اگر قرار است تیم به دسته پایین تر هم سقوط کند، چه بهتر که یک ملوانی در کنار تیم باشد _ به دلیل عدم اطلاع رسانی شفاف از سوی مرجع ذی صلاح، سوال های زیادی در اذهان شکل گرفت و شایعات زیادی مطرح شد که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد: چرا نام پورغلامی همیشه در چنین شرایطی به عنوان یک آلترناتیو مطرح است؟ … شرایط باشگاه برای جذب پورغلامی چه بوده ؟… آیا پورغلامی به درخواست باشگاه پاسخ منفی داده است؟ … شرایط و خواسته های پورغلامی برای سرمربی گری قابل قبول و در توان باشگاه نبوده ؟… و …
به همین دلیل و در پاسخ به پرسش های بی شماری از این دست که در نزد افکار عمومی مطرح و بازتاب آن نیز از طریق کاربران سایت به نحو مختلف بیان شده بود ، با فرهاد پورغلامی به گفت وگو نشستیم که حاصل آن در پی می آید.
من چه در تهران و چه همین چند روزی که به انزلی آمده ام، مدام با همین سوال ها رو به رو می شوم
با پایان یافتن هفته هفدهم لیگ که در اصل نیم فصل لیگ به حساب می آید و با تعطیلی تمرینات، برای چند روزی به انزلی آمدم؛ ولی باور کنید کسی نیست که مرا ببیند و در این مورد پرسشی نداشته باشد. من چه در تهران و چه همین چند روزی که به انزلی آمده ام، مدام با همین سوال ها رو به رو می شوم.
بیشترین تماس های تلفنی ای که در تهران داشتم، همین سوال ها بود و حالا هم که این جا هستم، باز با همان سوالات رو به رو ام؛ در حالی که می خواهم این را بگویم، برخلاف آن چه که در رسانه ها مطرح بود، در این مدت هیچ تماسی، هیچ گاه از سوی مسوولان باشگاه در این ارتباط با من گرفته نشد.
در اصل من گزینه هواداران و تماشاگران بودم نه باشگاه!
من هم نمی دانم این چه داستانی است که هر وقت بحث تغییر کادر فنی در اواسط فصل پیش می آید، یاد من می افتند و نام مرا هم می آورند. البته شاید علت اصلی آن راضی کردن افکار عمومی به خاطر فشاری باشد که از سوی هواداران و تماشاگران وجود دارد، چون در این روزها بسیاری از انزلی با من تماس می گرفتند و تقاضای شان این بود که برای کمک به ملوان به انزلی برگردم و این یعنی این که در اصل من گزینه هواداران و تماشاگران بودم نه باشگاه!
من قبل از بازی با سپاهان تنها یک “اس.ام.اس” از سوی مالک باشگاه دریافت کردم که “با من تماس بگیر”
بر خلاف آن چه که در بین همه دوستداران ملوان مطرح بوده، هیچ گاه باشگاه تماسی مبنی بر این که در این ارتباط بحث و گفت و گویی را پیش بکشد با من نداشته، حتی یک نشست پنج دقیقه ای هم در بین نبوده؛ … شما بگویید در حد نظرسنجی و پرسش و مشاوره، چه رسد به پیشنهاد و گفت و گو برای هدایت تیم. البته من قبل از بازی با سپاهان تنها یک “اس.ام.اس” از سوی مالک باشگاه دریافت کردم که “با من تماس بگیر” … من هم بعد از آن بازی به دلیل گل های بدی که خورده بودیم و بازی برده را مساوی کرده بودیم، در شرایط مناسبی نبودم و به ایشان پیغام دادم که فردا پس از تمرین تماس خواهم گرفت. ( اس.ام اس ها را نشان می دهد) بعد از تمرین روز بعد دو بار تماس گرفتم که متاسفانه وی امکان تماس با مخاطب را از دسترس خارج کرده بود.
دو هفته بعد یک تماس سه دقیقه ای از سوی مالک باشگاه داشتم که فکر می کنم فشار مردم دلیل آن بوده!
ببینید من که ابتدای فصل در انزلی بودم، خودم هم شخصا مایل بودم تا تجربیات به دست آورده از حضور در یک باشگاه دیگر را برای تیم شهرم به کار ببندم اما همان طور که گفتم، هیچ بحثی آن موقع در این مورد نشد و آن انتخاب ها صورت گرفت که حالا همه نتایج آن را دیده اند. و مهم تر از همه این که من بنا به پیشنهاد آقای جلالی و به دلیل سلامت کاری که در ایشان دیده بودم، همکاری مجدد با او را در تیم سایپا شروع کردم. پس لازم بود که برای رعایت اخلاق حرفه ای در این مورد با آقای جلالی هم صحبت بکنم و موضوع را با ایشان در میان بگذارم، گرچه هنوز موضوع رسمیت نداشت و تازه اگر قرار بر چنین پیشنهادی هم بود، اول باید باشگاه خواهان با باشگاه سایپا مکاتبه می کرد. اما من با همه این احوال اخلاقا باید موضوع اتفاق افتاده را با آقای جلالی در میان می گذاشتم که البته پس طرح موضوع و شنیدن پاسخ ایشان، حق را به آقای جلالی دادم، گرچه پذیرش آن بسیار تلخ بود. او گفت: “تو که در انزلی بودی ، … آن ها تو را نمی خواهند، تو گزینه آن ها نیستی” … به هر حال تفکرات و برنامه ریزی ما به هم بسیار نزدیک است و او حق دارد که از جدایی من در اواسط فصل ناراحت بشود. من به ایشان حق می دهم، چون این اولین بار نیست که این اتفاق پیش می آید. من نمی دانم چرا در این دو سال دقیقا اواسط فصل یاد من می افتند، نام مرا می آورند، ذهنم را درگیر می کنند؟ آقایان من که همین جا بودم!
تازه در ادامه این ماجرا، دو هفته بعد یک تماس سه دقیقه ای از سوی مالک باشگاه داشتم که فکر می کنم فشار مردم دلیل آن بوده! مکالمه ای کوتاه که اصلا مربوط به حضورم در ملوان نمی شد و بیشتر یک احوال پرسی بود و جالب تر آن که همان موقع یکی از خبرنگاران خبرگزاری ها با من تماس گرفت و گفت که سرمربی ملوان تعیین شده است و بعد هم گفته این خبرنگار در فاصله ای کوتاه با انتشار خبر مربوط تایید می شود.
فیروز کریمی تجربیات خوبی را با تیم هایی که در شرایط ملوان بوده اند در کارنامه دارد
در حال حاضر فقط نام ملوان مهم است. فیروز کریمی تجربیات خوبی را با تیم هایی که در شرایط ملوان بوده اند _ هم چون ذوب آهن _ در کارنامه دارد.
از امروز همه از مسوول تا کارشناس و منتقد به خصوص هواداران باید از تیم حمایت کنند
من از هواداران می خواهم تا شنیدن سوت پایان بازی از تیم فنی و بازیکنان حمایت کنند. هواداران صدای اعتراض خود را به گوش همه رساندند و حالا دیگر زمان اعتراض نیست. از امروز همه از مسوول تا کارشناس و منتقد به خصوص هواداران باید از تیم حمایت کنند. دیگر زمان، زمان انتقاد نیست، وقت هم دلی سکوهاست که یک دل و هم صدا یک نام را فریاد بزنند و آن نام ملوان است.
بازی با تراکتورسازی می تواند نقطه عطفی برای ملوان باشد
بازی با تراکتورسازی می تواند نقطه عطفی برای ملوان باشد؛ برد در این بازی به تیم شخصیت بردن می دهد و از لحاظ روحی روانی برای ادامه راه تیم، این برد بسیار مهم است.
در بازی با تراکتور حضور همه هواداران در ورزشگاه اعم از مخالف و موافق لازم است و باید از تیم و بازیکنان حمایت شود. حرف آخرم با هواداران این است که ما همیشه می توانیم معترض و منتقد باشیم اما الان زمان اش نیست؛ در حال حاضر حمایت، حمایت و حمایت از تیم.
همیشه ملوان در فکرم هست و موفقیت اش را آرزو می کنم
واضح است به عنوان یک ملوانی، هر جا و در هر سمتی که مشغول به کار باشم، همیشه ملوان در فکرم هست و موفقیت اش را آرزو می کنم.
