ابراهیم مرادی نخستین فیلمساز ایرانی

ابراهیم مرادی، نخستین فیلمساز ایرانی، در سال ۱۲۷٨ خورشیدی در شهرستان بندر انزلی در استان گیلان متولد شد. او در ۱۲ سالگی به نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک خان پیوسته بود و در جمهوری انقلابی گیلان نیز نقش داشت. گفته می شود وی در مدرسه رشدیه انزلی به آموزش گریگور یقیکیان و سالن سینما تئاتر شخصی مرحوم عمید همایون، در انزلی با هنر تئاتر آشنا گردید. ابراهیم مرادی پس از شکست جنگلیها برای بار نخست به شوروی رفت و در جریان اقامت اجباریاش در مسکو جذب حرفهی عکاسی شد.
مرادی پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۰۹ کار فیلمبرداری برای ساخت فیلم بلندی که بعدها «انتقام برادر» یا «روح و جسم» نام گرفت را در انزلی، آغاز کرد. این فیلم نهایتاً به شکلی ناقص در همان سال در سالن ارامنهی شهر رشت به مدت ۵۵ دقیقه به نمایش درآمد. انتقام برادر داستان زندگی دو برادر بود که هر دو عاشق یک دختر میشدند؛ برادر کوچکتر دست به قتل برادر بزرگ خود زده تا به دختر مورد علاقهاش دست یابد، اما روح برادر بزرگ درنهایت انتقام میگیرد و… ویژگی مهم این فیلم ساخت مستقل آن از جریان جاری سینمای آن زمان ایران است که در تهران و هند متمرکز بود.
مرادی ساخت و فیلمبرداری این فیلم را همزمان با فیلمبرداری «آبی و رابی» توسط اوگانیانس، آغاز کرد. اما از آنجا که سینما در ایران هنری ناشناخته بود، هیچ کس حاضر به کمک مالی به او نشد و او نتوانست در آن سال بیش از هفتصد متر آن را بگیرد. چون روند تولید فیلم به شکلی نسبتاً کامل تا سال ۱۳۱۰ طول کشید، فیلم «انتقام برادر» سومین فیلم داستانی ایرانی است که در تهران به نمایش درآمد و از آنجا که تاریخ نویسان سینما زمان نمایش یک فیلم را در پایتخت ملاک داوری تاریخی خود قرار میدهند، نوشتهاند مرادی سومین فیلم بلند سینمایی ایران را ساخته است که نادرست است. فیلمبرداری «آبی و رابی» ساختهی آوانس اوگانیانس که از آن به عنوان نخستین فیلم فارسی نام برده در تابستان و پائیز ۱۳۰۹ انجام شده اما این فیلم که متاسفانه امروز نسخهای از آن در دست نیست و به عنوان نخستین فیلم تاریخ سینمای ایران مشهور گشته است، علی الاصول داستانی نداشته، دارای مضمون خاصی نبوده و صرفاً تقلیدی از شوخیهای کمدی فیلمهای غربی همان زمان است. همچنین اوگانیانس نیز خود متولد عشق آباد ترکمنستان است.
نخستین لوکیشن (محل فیلمبرداری) در تاریخ سینمای ایران هم با این حساب در گیلان خواهد بود. همچنین نخستین بازیگران زن تاریخ سینمای ایران، خانمها لیدا ماطاوسیان و ژاسمن ژوزف، از ارامنهی ساکن بندر انزلی، نخستین زنانی هستند که در یک فیلم ایرانی نقش آفرینی کردهاند. در آن سالها، خانمهای ارمنی برخلاف خانمهای مسلمان حق داشتند که بدون حجاب و با کلاههای جور واجور در خیابانها ظاهر شوند و به همین دلیل حضور آنها در نمایشنامههای مختلف و نیز در فیلمها سر و صدایی به وجود نمیآورد. مرادی یا توجه به آشناییاش با تئاتر از این موضوع در آن زمان استفاده کرده بود.
ابراهیم مرادی پیش از ساخت فیلم «انتقام برادر» در سال ۱۳۰۷ برای دومین بار به طور مخفی به شوروی و مسکو نیز سفر کرده بود، و برای یادگیری بیشتر فیلمسازی و تهیه ابزارآلات ساخت فیلم به لنینگراد هم رفت.
دومین فیم مرادی «بوالهوس» نام دارد. در سکانسهای آغازین فیلم بوالهوس که در سال ۱۳۱۳ در لنگرود ساخته شده به بخشهایی از آداب و رسوم و فرهنگ تودههای روستایی شرق گیلان اشاره میشود. اما این موضوع با پیگیری داستان عشقی ـ اخلاقی فیلم به بیراهه میرود. با این همه بوالهوس نسبت به سایر فیلمهای مشابهاش در آن زمان یعنی «حاجی آقا آکتور سینما» و «دختر لر» دارای انسجام و ساختار قویتری است. که نشان از استعداد و شناخت بیشتر ابراهیم مرادی نسبت به سینما دارد.
اگرچه مرادی به عنوان یک انقلابی حرفهای با شکست مواجه شده بود، اما به عنوان سینماگری حرفهای موفق بود. از جمله کارهای مفید ابراهیم مرادی ایجاد و فعال سازی مرکز فیلمهای خبری در وزارت معارف وقت، تاسیس شرکت «پرس فیلم» و «استودیو مرادی» بود.
با وجود اتهام کمونیست بودن، ابراهیم مرادی مدتها به عنوان مشاور در سمتهای حکومتی حضور داشت و حتا یک مدال تقدیر هم از وزیر فرهنگ و معارف وقت دریافت کرد! گویا مرادی پس از آن که کاملاً توسط دستگاه تفتیش حکومت از نظر افکار و عقیده بررسی میشود، برای کار سینما مناسب تشخیص داده شده و اجازه فعالیت میگیرد. وی تا آخرین سالهای عمرش از تلاش برای فیلمسازی و تربیت جوانان دست بر نداشت و حتا در ۱۳۳۸ وقتی که شصت ساله بود براساس فیلمنامهای نوشتهی خودش، فیلم «گوهر شب چراغ» را کارگردانی کرد. فیلمهای مرادی اغلب در گیلان اتفاق میافتند و او همواره علاقه و الفت خاصی نسبت به زادگاهش داشته است.
ابراهیم مرادی یک مخترع خوش فکر هم بود. او علاوه بر این که دوربین فیلمبرداریاش را خود ساخته بود، ادواتی چون «دستگاه زیرنویس گذاری برای فیلم» و «دستگاه صداگذاری فیلم» را نیز در ایران ساخت. نشان عالی مدرسه معروف اکول یونیورسال پاریس را کسب کرد و پس از کناره گیری از سینما در سال ۱۳۵۱ مدرسه «کودک پاد» را با هدف کشف کودکان استثنایی و نابغه تأسیس نمود و پنج سال بعد در ۷۹ سالگی به سال ۱۳۵۶ درگذشت.
درباره نویسنده
esmail-rad
اسماعیل راد