خانه / اخبار / یک نویسنده در جهان لایک‌ها

یک نویسنده در جهان لایک‌ها

 photo_2017-02-05_10-18-04

این روزها جهان واقعی ما گره خورده است به دنیای مجازی؛ دنیایی بی حصار با آدم هایی که گاه خود هستند و گاه دیگری؛ آدم هایی که می توانند خوب باشند یا عجیب و غریب و حتی مخوف. ما به تماشای عکس ها و فیلم ها، خوانش کلمات، شنیدن صداها دعوت می‌شویم، اگر همه این ها را پسندیدیم؛ با اشاره کوچک سرانگشتمان لایک می‌کنیم. این لایک ها گاه از صمیم دلمان حک می شوند و گاه از روی مصلحت‌اندیشی و رودر بایستی ها. تیرگی دروغ ها و نیرنگ ها در دنیای مجاز دور از ذهن نیست اما نباید از یاد برد که یکرنگی و صفا چون همیشۀ زمان، روشنای خود را در دالان های تو در توی دنیای مجازی نیز حفظ می‌کند و چشمان روشن بین را متوجه خویش می سازد.  همشهری استان ها | یک نویسنده در جهان لایک‌ها.

«مریم سمیع زادگان» بانوی نویسنده‌ای است که نوشته هایش در فضای مجازی مورد توجه بسیار قرار می‌گیرد. او در پایتخت متولد شده اما در بندرانزلی قد کشیده و خویشاوند دریا و باران است. این بانوی نویسنده، حالا ساکن تهران است اما ردِ به جای مانده از بندر انزلی و گیلان همچنان در آثارش پیداست. سمیع زادگان که دانش آموخته زبان آلمانی است، یادداشت ها و داستان‌هایش را در مطبوعات منتشر می کند و اخیرا رمان «دو کوچه بالاتر» را از او دیده‌ایم. که می‌گیرد 

عکس هایی که می گیرد سرشار از رنگ و نماد زندگی است . دست نوشته هایش، مخاطبان را به خوبی با خویش همراه می سازد. از مدت ها پیش مطالبش را می خواندم و منتظر بودم تا روزی دیداری داشته باشم با او اما سرانجام هم صحبتی با مریم سمیع زادگان در جهان مجازی میسر می شود. آنچه در ادامه پیش روی شماست گفت‌وگوی کوتاه همشهری با اوست که در نوشته هایش مهربانی و ایمان، انسانیت انسان‌ها، عطر خاک باران خورده و آوای امواج دریا هویداست.  

چه وقت و چگونه قدم به سرزمین نوشتن گذاشتید؟ 

راستش دقیقا یادم نیست، شاید از وقتی که مادر، اولین کتاب را دستم داد، منِ شیفتۀ خواندن، دلم خواست بنویسم. به جمله های کتاب نگاه می‌کردم، به داستان ها که چطور شروع و کجا تمام شده اند. از زیاد کتاب خواندن یاد گرفتم که بنویسم. الان هم چیزی که همیشه توصیه می کنم دوستی با کتاب است و رفاقت با خواندن. کسی که نخوانده تصمیم به نوشتن بگیرد، مثل ورزشکاری است که گرم نکرده برود وسط زمین…. می بازد. مطمئنا جایی برای بُرد نمی ماند. 

حرفه اصلی شما چیست و به عنوان نویسنده در چه عرصه هایی فعال هستید؟ 

من سال‌ها کارمند شرکت هواپیمایی و چند سالی هم مدیر فنی آژانس هواپیمایی بودم. ۱۵ سال کار کردم، اما نوشتن آن قدر برایم مهم بود که استعفا دادم و وقتم را صرف نوشتن کتابم کردم. هنوز شش ماه از چاپ « دو کوچه بالاتر» نگذشته و به چاپ دوم رسیده است. چند سالی هم است با روزنامه خوب «شهروند» همکاری می‌کنم و برای مجله هفتگی «کرگدن» نیز داستان می نویسم. 

چقدر فضای گیلان در نگاه هنرمند شما تاثیرگذار بوده است؟  

من متولد تهران هستم و از پدری شمالی و مادری ترک زبان به دنیا آمده ام؛ در واقع همه جای ایران سرای من است. عاشقانه ایران را دوست دارم. هفت ساله بودم که به خاطر شغل پدر به انزلی نقل مکان کردیم و بهترین خاطراتم را از شهر زیبای انزلی دارم. شاید برای همین خودم را همه جا «انزلیچی» معرفی می‌کنم. مطمئنا فضای گیلان بی اثر نبود، مگر می شود آن همه سر سبزی ذات آدم را قلقلک ندهد. گیلان استان رنگ هاست و من عاشق رنگم. دریای آبی، مراتع سر سبز، لباس های رنگارنگ و آرامبخش زنان گیلانی، لچک و دامن و شلیته. آن جلیقه های پولک دوزی‌شده، پوششی که نماد فرهنگ و اصالت ماست و کاش از بین نرود.

مخاطبان و دوستداران شما در فضای مجازی بسیارند. فکر می کنید این به چه دلیل است؟  

من از روزمرگی ها و تجربیاتم در فضای مجازی می نویسم، بی ریا و بی مغلطه. از مشکلات جامعه می گویم، سعی می‌کنم با قصه، دوستان را همراه کنم. می‌گویند چیزی که از دل است بر دل هم می نشیند. مردمان ما آدم های باهوشی هستند.  

به نظر شما فضای مجازی چه تاثیری می تواند در هنر به ویژه ادبیات داستانی داشته باشد؟  

تعاملی که بین نویسنده و خواننده در دنیای مجازی برقرار  می شود بی‌نظیر است، حس خوبی که روز را برای خواننده می سازد، چیزی به او یاد می‌دهد یا او را در گرفتن تصمیمی مصمم می کند، یا حتی پشیمان. من قصه ای می گویم و آنها نظرشان را می نویسند. این خیلی خوب است. اما لازم است این را بگویم که برای مشهور شدن سراغ ادبیات نروید.  

متن هایی که از شما در مطبوعات و فضای مجازی منتشر می شود در چه قالب هایی به نگارش در می آید؟

من اجتماعی نویس هستم، هر چیزی که در جامعه ببینم و لازم باشد می‌نویسم. دردهایی هست که باید نوشته شود و چون خودم یک زن هستم طبیعی است که بیشتر از مشکلات زنان می نویسم. من می بافم، مدرس هنر کاشیکاری هستم، آشپزی می‌کنم، مثل همه زن های ایرانی به فصلش مربا درست می کنم، لباس می دوزم، نقاشی می کنم و از هر کاری می نویسم، نه برای این که نشان دهم چقدر بلدم، من که خودم را می شناسم، قصدم این است بگویم زن ایرانی تواناست، می‌تواند ببافد، بدوزد، بپزد، بشکند؛ من وقتی کاشی ها را ریز می شکنم و کنار هم پازل وار می چسبانم، حرفی برای گفتن دارم.   

شما با تبحر زیبایی ها را در عکس هایتان به ثبت می رسانید؛ در این عرصه به چه مواردی توجه می کنید؟

من عکاس نیستم. فقط زیبایی ها را نشان می دهم و در واقع، ثبت زیبایی می‌کنم؛ این که در سیاهی، سفیدی هم هست. فقط نیمه خالی لیوان را نبینیم. رنگ‌ حالم را خوب می کند و دوست دارم آنها را با دیگران قسمت کنم.  

توصیه شما به کاربران فضاهای مجازی به ویژه جوان ترها چیست؟  

جوان ها صفحاتی را دنبال کنند که آموزنده باشد تا چیزی یاد بگیرند؛ مثل صفحات معرفی کتاب. صفحاتی در دنیای مجازی وجود دارند که هیچ هنری برای ارائه ندارند، وقتی فکر می‌کنی می بینی هیچ کار خاصی بلد نیستند. کاش جوان ها بدانند سرمایه آنها جوانی آنهاست و وقتشان؛ کاش ارزشش را بدانند و خیلی راحت هدرش ندهند. 

روزنامه همشهری، مریم ساحلی


 


درباره کاوه چلمبری

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

کد امنیتی را وارد کنید *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

رفتن به بالا