خانه / اخبار / از اَ طوفان بوگوذر

از اَ طوفان بوگوذر

DSC_6995

صدایش را از خیلی مدت پیش دوست داشته ام، از کوچکی، حتی از زمانی که اسمش را هم نمی دانستم، وقتی که پدر صدای جادوییش را از ضبط صوت قدیمی خانه پخش می کرد در رویاهای دور و درازی غرق می شدم، با این که برای صیادی به دریا نرفته بودم، اما احساس می کردم که همراه مالاها در سرمای جانسوز زمستان به دریا زده ام، عمو حسن چه زیبا خواسته ها و دردها و شادی های مردم سرزمینش را در ترانه هایش برای همیشه جاری ساخته در «کپور لجن خوس»، «گرزعلی»، «وِرنیشین»، «گولِه مار»، «می دیل تره تنگه» ، «عبدو» ، «زنگالو» ، «پشمک» ، «بوشو بوشو ترا نخوام» ، «بوزای نی میر بهار آیه» و «چشات منو می کشه». وقتی طنین ترانه دلنشین «مول» بر تار و پود بدنم می نشیند احساس غرور می کنم و غمگین می شوم از ستمی که براین مردم رفته، مول می شینه، مورداب می شینه، دریا می شینه… ترانه ملوانش بعد گذشت بیش از ۴۰ سال بهترین ترانه ای است که برای ملوان سروده اند: تو حماسه بزرگی از یک شهر کوچک، ملوان شهر باران… و حالا او مانند پیر گاجامه خوس در مرداب تنهایی اش جاخوش کرده که مگر یار بیاید و مرداب از نو زنده شود، آخ! اگر باران بیاید… در دل او سخن های ناگفته بسیار است از بندر مه آلود و اندوه روزگار سپری شده. عمو حسن، باز هم برایمان آکاردئون و پیانو بنواز و بخوان از مالای مغروق، از شالیکار خسته، از شادی ها و حرمان ها، از بندری که خاطره انگیزترین بندر دنیا است، فقط بخوان. مرد دریای خزر، زنگالو، از اَ طوفان بوگوذر، زنگالو…

کاوه چلمبری

درباره کاوه چلمبری

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

کد امنیتی را وارد کنید *

رفتن به بالا